زندگی روزمره در اسپانیای دورۀ تفتیش عقاید

استحمامِ منظم و مرتب، عملی غیرمسیحی بود و نشان می‌داد کسی که به آن اقدام می‌کند یا مسلمان است یا یهودی، که برای فرد مظنون خطرآفرین بود. در 1576، فلیپۀ دوم همۀ گرمابه‌های عمومی را تعطیل کرد. این گرمابه‌ها حتی در شهرهای بسیار کوچک نیز فعال بودند و مسلمانانی که به‌اجبار مسیحی شده بودند از آن استفاده می‌کردند، اما فیلپۀ دوم اعلام کرد استحمام نشانۀ آشکار ارتداد است. در گزارش محاکمات دیوانِ تفتیشِ عقاید در آن ایام، یکی از اتهاماتی که به مظنونان وارد می‌شد این بود: «این نکته معلوم شده است که متهم استحمام می‌کند.»

متن کامل بریدۀ کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.


سیاسنبو

«برای چی می‌جنگی؟»
«یه چیزی وادارم می‌کنه کنارت بایستم، درست نمی‌دونم.»
«پیف! کسی هم هست که ندونه چرا تفنگ دست می‌گیره.»
«بله، بیشتر مردم خودشون هم نمی‌دونن چی وادارشون می‌کنه بجنگن.»
خواستم پیچش کنم تا بار دیگر زبان‌درازی نکند. ولی دیدم میان خودمان هنوز چیزهایی مانده است که آدم پس از رفتن و ماندن و سکندری خوردن، می‌تواند پس از ده سال، چشم‌بسته، تکیه‌اش را به آن بدهد.

ادامۀ این بریده از کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.


تصرف عدوانی

استر گفت: «طالبان به‌مراتب بدتر از همۀ امپریالیسم آمریکا در جهان است.»
هوگو گفت: «طالبان را غرب درست کرده...»
استر گفت: «طالبان خودشان خودشان را درست کرده‌اند. هیچ‌کس این باورها را به‌زور به آن‌ها تحمیل نکرده. این باورها را دارند. به آن‌ها ایمان دارند و اجرایشان هم می‌کنند... و بدا به‌حالِ زنانی که جلوِ راهشان قرار می‌گیرند.»
هوگو گفت: «آهان... منظورت چیست؟»
استر گفت: «منظورِ خودت چیست؟»

برای خواندن متن کامل این بریدۀ‌ کتاب روی تصویر کلیک کنید.


بعد پنجم

افزون بر این‌که ما حیواناتی هوشمندیم، موجوداتی «روحانی» نیز هستیم. «روحانی» واژه‌ای مبهم است که غالباً به زبانی به همان سان مبهم تعریف می‌شود. من در این‌جا آن را برای اشاره به بعد پنجم طبیعت‌مان به کار می‌برم که ما را قادر می‌سازد به نوعی بعد پنجم عالم پاسخ گوییم. از این جنبۀ هستی‌مان، ما یا با واقعیت غایی اتصال داریم، یا شبیه و همانند با آن هستیم، واقعیتی که در بطن عالم طبیعی حضور دارد، در آن ساری است و از آن فراتر می‌رود.
راه دیگر اثبات سرشت روحانی ما این است که بگوییم ما حیواناتی دیندار با گرایش فطری به تجربۀ امور طبیعی به شیوۀ فراطبیعی هستیم. این ر. ر. مارت انسان‌شناس انگلیسی بود که برای نخستین‌بار اشاره کرد که «انسان اندیشه‌ورز» بهتر است «انسان دینی» نامیده شود. زیرا همان‌طور که انسان‌شناسی دیگر، کلاید کلوکهون نوشت، «تا پیدایش جوامع کمونیستی ما هیچ گروه انسانی را نمی‌شناسیم که بدون دین بوده باشد»؛ و در واقع، بر اساس تحلیل «شباهت خانوادگی» از مفهوم دین، جوامع کمونیستی نیز جنبه‌های دینی خود را دارند. مورخ بزرگ دین، میرچا الیاده، هنگامی که می‌گوید «مقدس» عنصری در ساختار آگاهی است و نه مرحله‌ای در «تاریخ آگاهی» دیدگاه معمولاً پذیرفته‌شده‌ای را بیان می‌کند. رودولف اوتو حتی بر این باور بود که مفهوم امر قدسی پیشینی و ذاتی ذهن بشری است. زیرا در نزد بسیاری از انسان‌شناسان نشانه‌هایی از نوعی تعلق خاطر دینی در کهن‌ترین شواهدی که ما از رفتار انسانی در اختیار داریم وجود دارد. تا آن‌جا که بتوان این شواهد را دنبال نمود ما درمی‌یابیم که انسان‌ها چیزی را انجام داده‌اند که هیچ نوع جانور دیگری انجام نمی‌دهد.


ظم، جهل و برزخیان زمین

عنوان فصل ششم این کتاب خیلی خوب چنین است: «خرده‌فرهنگ‌ها و تولید اسطوره: سه روزی که ایران را همچنان تکان می‌دهد». این فصلِ مفصل به کودتای 28 مرداد اختصاص دارد. در این بخش با نظری کاملاً متفاوت روبه‌رو می‌شویم. نویسندۀ فاضل از منظر روانشناسیِ اجتماعی به آسیب‌شناسی این واقعه و نقد فرهنگ سیاسی-اجتماعی ایران می‌پردازد و نکاتی بسیار بدیع را گوشزد می‌کند؛ نکاتی که همچنان مهم، آموزنده و تلخ‌ و شیرین هستند. بریده‌ای از این کتاب را با هم می‌خوانیم.


چرا باور؟

اینکه خود را در مقامی بدانیم و در مورد دیگر هم‌نوعان خود تصمیم بگیریم که آیا اهل رستگاری هستند یا خیر، یک تکبر و غرور بی‌شرمانه و شنیع است. و البته لزوماً یک لیبرالیسم سست را ایجاب نمی‌کند که هر چیزی رواست؛ زیرا بی‌شک، دیدگاه دینی، حاکی از یک چارچوب اخلاقی باثبات و نیز حقیقت «داوری فرجامین» است؛ اینکه در نهایت هر کس باید پاسخگوی اعمال خویش باشد. اما داوری بدین معناست که هر کس ملزم به پاسخگویی دربارۀ تمامیت و درستی زندگی و اعمال خودش است، نه صادر کردن حکم دربارۀ زندگی و اعمال دیگران.

● متن کامل این بریده از کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید.


برق نقره‌ای

شرلوک هولمز سرش را با حالتی جدی تکان داد و گفت: «می‌دانی واتسن، یکی از اشکالات ذهن آدمی مثل من این است که ناچارم به همه چیز از زاویۀ موضوع تخصص خود نگاه کنم. تو به این خانه‌های پراکنده نگاه می‌کنی و از زیبایی آن‌ها به وجد می‌آیی. وقتی من به آن‌ها نگاه می‌کنم تنها فکری که به ذهنم خطور می‌کند احساسِ انزوای آن‌ها است، و این‌که در آن‌ها چقدر می‌توان به‌راحتی و با جسارت مرتکب جنایت شد.»

[متن کامل این بریده از کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید]


در سنگر ‌آزادی

از نظر هایک، دولت نباید در عرصۀ عرضه و تقاضای بازار دخالت کند. این دخالت نه‌فقط در امور کلان، بلکه حتی در امور خُرد نیز تبعاتی ناگوار به دنبال دارد. کوچک‌ترین دخالت دولت در یکی از امور خُرد منجر می‌شود به دخالت‌های بزرگ و کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. برای مثال، بیایید «شیر» را در نظر بگیریم.

[ متن کامل این بریده از کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید.]


ارسطو (راهنمای سرگشتگان)

همۀ کسانی که به سراغ نوشته‌های ارسطو رفته‌اند، در خواندن آن متون به دردسر افتاده‌اند. عاقبت این مسئله مطرح می‌شود که اساساً آثار ارسطو را چگونه باید مطالعه کرد؟ جان اِی. وِللا پاسخی مفصل به این پرسش می‌دهد. به‌علاوه، نکات کلیدی‌اش را می‌توان به دیگر آثار فلسفی نیز تعمیم داد.


دلایل عشق

چرا باید اخلاق را، بلااستثناء، الزام‌آورترین امر در زندگی بدانیم؟ مطمئناً روابط ما با دیگران برای‌مان بس مهم است؛ و بنابراین الزامات اخلاقی برآمده از آن‌ها بی‌تردید جدی است. با این‌حال، معلوم نیست چرا باید بپذیریم هرگز هیچ‌چیز در هیچ‌شرایطی نمی‌تواند برای ما اهمیتی بیشتر از این روابط داشته باشد، و چرا باید بپذیریم که ملاحظات اخلاقی را باید همواره مهم‌تر از هر نوع ملاحظۀ دیگری دانست.

● متن کامل این بریدۀ کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.