Les Opinions et les croyances

«مطبوعات و کتاب‌ها تأثیر زیادی در شکل‌گیری باورها دارند. البته این تأثیر کمتر از اثرگذاری سخنرانی‌هاست. کتاب‌هایی که خوانده نمی‌شوند، کمتر از روزنامه‌ها اثرگذارند. با وجود این، گاهی همین کتاب‌های نخوانده آن‌قدر اثرگذارند که حتی منجر به قتل‌عام هزاران انسان می‌شوند؛ برای مثال کتاب‌های ژان ژاک روسو که تورات رهبران دوران انقلاب بودند، و کتاب کلبۀ عمو تُم که در آمریکا به جنگِ خونینِ جدایی دامن زد. کتاب‌هایی دیگر همچون رابینسون کروزوئه و داستان‌های ژول ورن باورهای جوانان را تحت تأثیر قرار دادند. این تأثیر به حدی بود که باعث شد بسیار از آنان بر اساس همان کتاب‌ها شغل و حرفۀ زندگی‌شان را انتخاب کنند.»

ادامۀ بریدۀ این کتاب را با کلیک روی عنوان مطلب بخوانید.


«دوستت دارم»

«دوستت دارم» همیشه معنای واحدی ندارد. این امر باید دربارۀ ماهیت درهم‌برهم عشق، چیزی را حالی‌مان کند. این جمله بار اول همیشه نوعی غافل‌گیری، تجاوز و عمل تهاجمی است. ولی به محض این‌که گفتیم «دوستت دارم»، به‌راحتی می‌توانیم تکرارش کنیم. نمی‌توان تصور کرد که نباید بارها و بارها و بارها تکرارش کرد. اصلاً اگر کسی برای مدتی آن را به زبان نیاورد، یحتمل همین نگفتنش بحرانی به بار آورد...


از «والدن»

اکثر انسان‌ها تنها برای راحتی‌های پیش‌پاافتاده است که خواندن می‌آموزند، به همان صورتی که تنها برای نگاه‌داشتن حساب‌هایشان و فریب‌نخوردن در تجارت است که ریاضیات فرامی‌گیرند؛ ولی از خواندن به عنوان ممارستی ذهنی و شریف کمتر چیزی می‌دانند، یا هیچ آگاه نیستند. با این حال، در افقی عالی فقط این دومی است که خواندن شمرده می‌شود، نه آن چیزی که چونان یک تجمل ما را تخدیر کند و استعداد‌های شریف‌ترمان را به رنج خفتن مبتلا سازد، که خواندن ما را به ایستادن روی پنجه‌های پا وامی‌دارد، تا بخوانیم و گوش‌به‌زنگ‌ترین و هوشیارترین ساعات‌مان را صرف آن کنیم. به نظر من همین که ما حروف الفبا را یاد گرفتیم باید مشغول مطالعۀ بهترین آثار ادبی شویم، نه آنکه تا ابد به تکرار الفبا و کلمات تک‌هجایی ادامه دهیم و تمامی عمر را در کلاس‌های پنجم و ششم، روی کوتاه‌ترین و پیشین‌ترین نیمکت‌ها بنشینیم.