حدیث عقل در ایام پادشاهی عشق

کتاب انباشته از نکات ریز و دقیق است که منحصر به عشق نیستند. پای خیلی از مسائل به میان می‌آید، برای نمونه، تنهایی: «تنها بودن به این معناست که احساس کنیم شکافی رنج‌آور هست میان کیفیت حیات باطنی خودمان و آن‌چه تجربۀ دیگران به نظر می‌رسد. بدین قرار، نمونۀ عالی تنهایی در غیاب دیگران نیست، بلکه در حضور دیگرانی است که طرز فکر و احساس ما در نظر آن‌ها غریب می‌نماید. بارِ تنها بودن در حضور کسانی احساس می‌شود که، وقتی با دودلی و احتیاطاً لذت‌ها، امیدها، یا هراس‌های خاص خودتان را افشا می‌کنید، هیچ نمی‌دانند که از چه حرف می‌زنید.»

[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]

زندگی خوب و نرم‌افزارهایش

بدون یک فلسفۀ خوب، ما فقط پاسخ‌هایی سطحی و سخیف برای مسائل زندگی پیش‌فرض می‌گیریم. مثلاً، ملاک و معیار زندگیِ خوب داشتن امکانات بهتر و مصرف کردن بیشتر است؛ زندگیِ خوب زندگیِ مرفّه و تجملی است. اما مگر زندگی جنبۀ نرم‌افزاری ندارد؟ اگر دارد، آیا نباید به همان میزان که به سخت‌افزار‌های زندگی بها می‌دهیم، به نرم‌افزار زندگی نیز اهتمام داشته باشیم؟ اگر بخواهیم این استعارۀ نرم‌افزار را ادامه دهیم، باید بگوئیم که در عمل به چند اپلیکیشن نیاز داریم که روی ذهن‌مان نصب کنیم. چند اپلیکیشن؟ اریک وینر می‌گوید چهارده‌تا. هر کدام را از یکی از فرزانگان برجستۀ تاریخ می‌گیریم.

[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]

داستان یک روستا

راوی قصه یک خانوادۀ کشاورز است. راوی گاهی زن خانواده، گاهی مرد خانواده، و در فصلی پسر خانواده است. اما شخصیت مهم قصه مرد جوانی است به نام «براردو»، که مثل بقیه بی‌دل‌وجرأت نیست. در زندگی مردم روستا، زمین و آب حرف اول و آخر است. اول زمین و آب، بعد خدا و سیاست و بقیۀ چیزها؛ آن هم در جایی که کشاورزی به‌زور خرج بخور و نمیر آدم را می‌دهد. بعد این وسط مردم شهر و اهل قدرت، هر روز با یک بهانه‌ای، مالیاتی ببندند به ناف اهل روستا تا یک‌جوری تیغشان بزنند. اوضاع وخیم و وخیم‌تر می‌شود. آیا مردم اعتراض می‌کنند؟

[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، بر روی تصویر کلیک کنید. ]

سپر فلسفه برای محافظت از معنای زندگی

برینکمن، روان‌شناسی دانمارکی، در ایستگاه‌ها ده ایدۀ فلسفی را معرفی می‌کند. برخی از این ایده‌ها از فیلسوفان دورۀ باستان وام گرفته شده‌اند و برخی هم از اندیشمندان دورۀ مدرن و معاصر. اما قرار است همگی به بهتر زیستن در جهانِ نو به ما کمک کنند، نقطه‌هایی پیش روی ما بنهند که به آن‌ها اتکا کنیم، و زندگی معناداری داشته باشیم. برینکمن این ده ایده را از زبان فیلسوفان طرح و برای معنا دادن به زندگی تفسیر می‌کند. این ایده‌ها در قالب موضوعات زیر شکل گرفته‌اند: «خوبی برای خودش»، «شرافت»، «عهد»، «خود»، «حقیقت»، «مسئولیت»، «عشق»، «بخشودن»، «آزادی»، و «مرگ.»

کیمیایی برای عشق

چیزی گستاخ در درونم خواست به او بپرد و بپرسد شما چیستی که دریا و ساحل و آب و آفتابت اوست؟ دقیقاً چیستی؟ کرۀ زمین؟ که جلویش را گرفتم و گوشزد کردم که به تو ربطی ندارد، دخالت نکن. و در عوض، دستم را روی مشت چپش گذاشتم و گفتم «خوب بود. شعر قشنگی بود.»
خواهش می‌کنم ملامتم نکنید. علاوه بر یک کاسه قارچ سوخاری لذیذ، یک پیتزا سبزیجات به مساحت یک نان تافتون همراه با نوشابۀ رژیمی خانواده مهمانش بودم و وظیفۀ اخلاقی‌ام ایجاب می‌کرد که دودستی چاپلوسی‌اش را بکنم. من هم کوتاهی نکردم. دست دومم را نیز روی مشتش گذاشتم تا بیشتر دلگرمش سازم.

[ برای خواندن متن کامل این یادداشت بر روی تصویر کلیک کنید. ]

یلدای دردناک یا مرگ کتابی که دوستش داشتم

بالش و ملافه و پتو را به خشکشویی دادم، اما کتاب‌ها چه؟ بیشتر کتاب‌ها مثل دانه‌های پفک باد کرده بودند. علیل و ذلیل شده بودند. با چه مکافاتی خشک‌شان کردم! با پارچه آب‌شان را گرفتم و با دستمال کاغذی تمیزشان کردم. در آفتاب نگه‌شان داشتم تا درست شوند. نتیجۀ پانسمان و پرستاری هم حداکثر این شد که کتاب‌های نازنینم کج‌وکوله از آب درآمدند. بعد هر کدام را دوماه زیر پنجاه کتاب گذاشتم تا صاف شوند، اما نشد که نشد. برای همیشه معلول شدند. بعدها رفتم و المثنای آن‌ها را تهیه کردم. اما این حادثه تلفات جانی هم داشت. یکی از کتاب‌هایم مُرد. بله؛ مُرد.

[ برای خواندن متن کامل این یادداشت روی تصویر کلیک کنید. ]

زنده باد کتاب‌های ضدکلاه‌برداری!

آن لحظه به یاد کتاب‌های خوبی افتادم که در زمینۀ روان‌شناسی خوانده بودم. به اندازۀ یکی‌دو جلسه برای خریدن آن‌ها پول داده بودم و با خواند‌ن‌شان در برابر چنین کلاهبرداری عظیمی واکسینه شده بودم. همان‌جا یک‌باره نکته‌ای مهم برایم روشن شد: کسی که چیزی از روان‌شناسی نداند، نمی‌تواند از بازار مکارۀ مشاوران استفاده کند. کسی که می‌خواهد به سراغ آن‌ها برود، باید خوب از روان‌شناسی سر دربیاورد. در غیر این صورت، همۀ هزینه‌های مالی و زمانی او به باد می‌رود، و چه‌بسا زندگی‌اش به فنا. بیشتر کارشناسان ادعائی حوزۀ روان‌شناسی و نیز سایر حوزه‌ها، همچون اقتصاد و جامعه و فلسفه و همه‌چیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، سرمان شیره می‌مالند.

[ با کلیک روی تصویر، متن کامل این یادداشت را بخوانید. ]

تب داغ کتاب‌های فلسفۀ زندگی

پیتر برگر نکته‌ای گفته که می‌خواهم بر اساس آن دربارۀ انفجار بازار کتاب‌های فلسفۀ زندگی سخن بگویم. او می‌گوید که اگر کسی اصول اخلاقی مقبول و متعارفی را نپذیرد، هیچ انتهایی برای صورت‌های متنوعِ زیستنش نیست. و این هولناک است. آدمی بدون داشتن قطعیت‌ها و مبانی اخلاقی، به هیچ تعالی و موفقیتی نمی‌رسد. زندگیِ چنین کسی صرفاً می‌شود تجربه‌هایی بی مایه و پایه. همچنین، تمام این صور متنوع زیست که مدام متنوع‌تر هم می‌شوند نه تن به ارزش‌داوری خواهند‌ داد و نه داوری‌پذیرند. به‌علاوه، قطعاً سود و منفعت این شیوه‌های مدام نوپدید، دندان‌گیر نیست، و الّا مدام چیز جدیدی رخ نمی‌نمود.

[ با کلیک بر روی تصویر، متن کامل یادداشت را بخوانید. ]

چه خبر؟ | اخبار کتاب

بحرانِ بحران

پژوهشی جامعه‌شناختی با سویۀ فلسفی. مختصر اما پرمغز، کم‌حجم ولی پرچگال، و نسبتاً دشوار. مسئلۀ محوری بحران معنای زندگی در زیست‌جهان مدرنیته است. برای رسیدن به نتیجه، چگونگی شکل‌گیری معنا در زندگی فردی و اجتماعی، و ویژگی‌های مثبت و منفی مدرنیته دقیق بررسی می‌شوند. معلوم می‌شود همیشه شرایط معناداری حامل امکان‌های بحران معنا هم هستند. و بر این نکتۀ کلیدی تأکید می‌شود که ویژگی اصلی مدرنیته سکولاریسم نیست، بلکه پلورالیسم است که سکولاریسم یکی از گزینه‌های آن است. لذا مدرنیته حتی امکان معناهای متعالی و دینی را حمل می‌کند. نویسندگان راه‌حل‌هایی فردی و اجتماعی نیز برای بحران معنا ارائه می‌کنند. ترجمۀ دکتر مرشدی بهتر است.


غم و اندوه و ناکامی

جمعۀ پاییزیِ 19 نوامبر 1971، زنی 51 ساله و به‌ستوه‌آمده از سردردهای درمان‌نشدنی با قرص خودکشی کرد. مادر پتر هاندکه بود. دو ماه از این ماجرا نگذشته، هاندکۀ اندوهگین و زخمی و صاحب‌سبک در دو ماه زمستانی این کتاب بدیع جستارگونه-زندگی‌نامه‌ای را نگاشت که با پدربزرگ مادری‌اش آغاز و با مرگ مادرش به پایان می‌رسد. لابه‌لای ماجراها، از وضعیت جامعه و سبک زندگی سخت کشورش می‌گوید. او این تجربه‌های وجودی تلخ و جانکاه را با چنان نبوغی زبانی‌ای می‌کاود که این اثر کوتاه و عمیق را باید بارها و متأملانه مطالعه کرد. ترجمۀ آقای غیاثی بهتر و درست‌تر است.


کدام میان‌سالی؟

علاوه بر میان‌سالان، این کتاب خوش‌خوان برای جوانان و حتی کسانی که میان‌سالی را رد کرده‌اند نیز مفید است. نویسنده در پرتو دلهرۀ میان‌سالی، به این مسائل می‌پردازد: گذشته و آینده، جوانی، شغل، پوچی، پیری، مرگ، ترس‌ها و آرزوها، شکست‌ها و موفقیت‌ها، حسرت زندگی‌های انتخاب‌نشده و فرصت‌های ازدست‌رفته. او برای مواجهه با این چالش‌ها، هم از فلسفۀ غرب بهره برده و هم از حکمت شرق. تأملات و تجربه‌های شخصی خود را هم روی دایره ریخته. نگاه ستیا آمیخته به امید و خوش‌بینی است؛ زیرا می‌گوید افراد میان‌سال فرصت‌های بسیاری پیشِ رو دارند، نیز زمان زیادی. ترجمۀ نشر گمان درست‌تر و روان‌تر است.



مشاهدۀ همۀ مطالب وب‌سایت