3 خرداد 1405
از شامپانزهها چه میآموزیم؟
چکیده: جین گودال در 26 سالگی کارش را با شامپانزهها در تانزانیا آغاز کرد. او نه تحصیلات آکادمیک داشت و نه تجربۀ تخصصی. فقط عشق به طبیعت داشت. آن روحیه و آن حسوحال باعث شد به فهمی از طبیعت و شامپانزهها برسد که در هیچ دانشگاه و آزمایشگاهی نبود. از همۀ اینها مهمتر، جین گودال اولین انسانی است که برای شناخت شامپانزهها به میان آنها رفت و سالهای بسیاری با آنها زندگی کرد. کشفیات او بسیار بکر و بدیع بود؛ برای نمونه، وی اولین کسی بود که کشف کرد شامپانزهها ابزارسازی میکنند و گوشت میخورند.
20 شهریور 1404
در حالوهوای فلسفۀ پساتحلیلی
فلسفۀ آمریکایی را تا همین اواخر خیلی جدی نمیگرفتند، بهحدی که آن را فرع بر فلسفۀ اروپایی به شمار میآوردند. نوع تحلیلی آن را ادامۀ تحلیلی بریتانیا و غیرتحلیلیاش را ذیل فلسفۀ قارهای جای میدادند. با این تلقی، بُعد متمایز فلسفۀ آمریکایی به محاق میرفت، زیرا با آن نگاه، جایی برای بداعت آن نمیماند. اما این طرز تلقی منصفانه نیست؛ بهویژه اینکه فیلسوفان آمریکایی، مثل دیویدسون و رورتی و پاتنم، آغازگر و بنیانگذار جریان فلسفی پساتحلیلی هستند که از دوگانۀ تحلیلی-قارهای برمیگذرد و در پارهای موارد میان آن دو پل میزند. این کتاب ما را با این فلسفه و بزرگانش آشنا میکند.
+ با کلیک روی تصویر متن کامل را بخوانید.
30 تیر 1404
ایران امروز در چارچوب جغرافیای تاریخیاش
کتاب از شانزده فصل تشکیل شده است که در آنها روابط ایران با دیگر کشورها واکاوی میشوند: عراق، عربستان سعودی، روسیۀ تزاری، روسیۀ اتحاد جماهیر شوروی، ترکیه، افغانستان و پاکستان. در مباحث ژئوپلیتیک یک کشور معمولاً به همسایگان میپردازند. اما نویسنده فراتر از این محدوده رفته و روابط ایران با غیرهمسایگانش را هم بررسی کرده است، روابطی که ناشی از ژئوپلیتیک خاص ایران هستند. از اینرو، روابط ایران با هند، آسیای شرقی (چین و ژاپن)، لبنان، اسرائیل و ایالات متحدۀ آمریکا نیز بررسی شدهاند. مسئلۀ خلیج فارس و نسبتش با ایران نیز بسیار مبسوط محل بحث قرار میگیرد.
+ روی تصویر کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.
21 تیر 1404
روح فلسفۀ کانت چیست؟
گئورگ کانتور کانت را دشمن خونی میدانست و میگفت: «آن سوفسطایی ابله که اندکی ریاضیات میدانست.» اگر کانت نسبتی با ریاضیات مدرن نداشت، یک ریاضیدان با او درنمیافتاد. اما کانت چنان هیمنهای دارد که حتی یک ریاضیدان هم باید تکلیفش را با او روشن کند. کانت در نقطهای از مدرنیته ایستاده که از هر سو به آن بنگریم، با او مواجه میشویم. لذا میتوان بر سردر مدرنیته این تابلو را نصب کرد: «آنکس که کانت نمیداند، وارد نشود.» از سوی دیگر، هر کس کانت را متفاوت بفهمد، دری ویژه در مدرنیته برای او باز خواهد شد. این کتاب کوچک چنین منفذی است.
+ روی تصویر کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.
18 خرداد 1404
روانکاوی اسپینوزایی
«مسئلهی اسپینوزا» مثل قفلی بود که کلیدش را هنوز نمیشناختم؛ اما یالوم را میشناختم. روانکاوی دلبسته به فلسفه، با توانایی روایت داستانهایی که تجربۀ زیست مشترک، بسیار در آنها مییابی. یالوم دو خط زمانی موازی را میسازد: یکی قرن هفدهم، در هلند، که اسپینوزا از جامعۀ یهودیان طرد شد و دیگری قرن بیستم در برلین، که یکی از نظریهپردازان نازی، آلفرد روزنبرگ، درگیر پرسشی غریب دربارۀ اسپینوزای یهودی است. این تقابل قلب تپندۀ داستان است. اسپینوزا آرام، عمیق، بیادعا؛ روزنبرگ پرتنش، پرخاشگر، گمگشته. اسپینوزایی که میخواهد اخلاق را از ضرورت هستی، بیرون بکشد و روزنبرگی که از حقیقت میگریزد تا در دامن اسطورههای نژادی پناه بگیرد...
+ روی تصویر یا عنوان کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.
25 اردیبهشت 1404
جزیرۀ فلسفی دلپذیر
لِشِک کولاکوفسکی زمانی که چند سال از تبعیدش را در آکسفورد بود با آیزایا برلین روابط دوستانۀ نزدیکی به هم زد که تا آخر عمر به آن مباهات میکرد. در باب روابط آن دو فیلسوف حرفوحدیثهایی ساختند که این لطیفه جزو آنهاست:
روزی آیزایا میپرسد: حال شما چطور است؟ لشک میگوید: خوب، میدانید، انگلستان جزیرهای در اروپاست؛ آکسفورد جزیرهای است در انگلستان؛ کالج اُلسولز جزیرهای در آکسفورد؛ و من جزیرهای در کالج اُلسولز.»
وقتی یک خوانندۀ ایرانی در بحر اندیشههای این جزیرۀ دلپذیر فرو میرود، از جمله احساساتی که به او دست میدهد حسرت است و دریغ است و درد. اما چرا؟
+ برای خواندن متن کامل روی تصویر کلیک کنید.
7 اردیبهشت 1404
جستارهای شخصی و شیرین
دربارۀ برتراند راسل هر عیبی مطرح باشد، در این هنر او شکی نیست که نویسندۀ خوبی است. قشنگ و فکورانه مینویسد. حتی اگر مطالبش نادرست باشند، خواندنشان مفرّح و لذتبخش است. نکات ریز قشنگ هم کم ندارند. در نگاه راسل نوعی رندی و طنازی هست که خاص خود اوست. قلمش چاشنی طنزی آیرونیک و فاخر هم دارد که بر کمال نوشتههایش میافزاید. او اگرچه، بهجز در حیطۀ تخصصیاش، پژوهشگری قابلاعتنا نیست، اما متفکر و نویسندهای ممتاز است. نوشتههایش روان و شیرین است. حتی میتوان از او آموخت که چگونه دقیق و روشن نوشت. این مجموعه جستار نیز چنین است.
برای خواندن متن کامل معرفی این کتاب روی تصویر کلیک کنید.
9 فروردین 1404
اثری کوچک و اثری بزرگ
در پیشگفتار و مقدمۀ این کتاب مهمترین اشکالات برای بیزاری از سیاست یا بیتفاوتی نسبت به آن جمعبندی شدهاند. نویسنده در برابر قویترین اعتراضات از سیاست دفاع میکند. بعد از پیشگفتار و مقدمه، چهار فصل داریم: «چرا خود را به دردسر سیاست بیندازیم؟»، «در سیاست چه چیزی در خطر است؟»، «فایدۀ مطالعۀ سیاست چیست؟» و «آیا سیاست میتواند دنیای بهتری بسازد؟» برای پاسخ به پرسش از چرایی اهمیت سیاست یا، به عبارت دیگر، دفاع از لزوم سیاست، باید سیاست را درست فهمید. به همین دلیل، اندرو گَمبل به موازات پاسخ به آن پرسش اصلی، معنای سیاست را هم تشریح میکند.
6 اسفند 1403
نظریهای در باب همهچیز
عنوان کتاب جان رالز بسیار فروتنانه است؛ آنقدر کوچک است که چیزی از گسترۀ شگفتانگیز مباحث آن را نشان نمیدهد. این فروتنی با فروتنی فراوان نویسندهاش بیارتباط نیست. جان رالز از شدت فروتنی تقریباً نامرئی شده بود. غالباً در باب اهمیت این اَبَرکتاب همیشه و همهجا به اظهار این نکته بسنده میکنند که رالز در محدودۀ لیبرالیسم از عدالت دفاع کرده است؛ همان چیزی که لیبرالها همیشه آزادی را بر آن ترجیح دادهاند. اما این سخن هم عظمت اثر رالز را منعکس نمیکند. در این یادداشت فقط میخواهم به نکتهای در باب عنوان اثر اشاره کنم؛ بله، فقط عنوان اثر!
28 بهمن 1403
خمشده بر سرشتِ خویش خلق میکنی
ماهی استعارهای برای ایده است و ماهی بزرگ یعنی ایدۀ بزرگ و صید آن یعنی به چنگ آوردن ایدۀ بزرگ. از نظر دیوید لینچ، ایدههای بزرگ مثل ماهیهای بزرگ در اعماق جای دارند و نه در سطح. برای شکار چنان ایدههایی باید به اعماق رفت، اعماق آگاهی و هشیاری. راه رسیدن به آنجا هم مراقبه یا مدیتیشن است. به همین دلیل، دیوید لینچ در سراسر عمر خود پایبند مراقبه و عرفان شرقی بود. روزی دو نوبت، صبح و عصر، و هر بار به مدت بیست دقیقه مراقبه میکرد. این کتاب گزارشی شخصی و فشرده از این تجربۀ معنوی است.











