18 اردیبهشت 1405
دو رمان در اطراف وطنی که نیست
این اواخر دو رمان خواندم که تصادفاً با حالوهوای این روزهای ما ارتباطهای زیادی داشت، و بهطور کلی، برای کسانی که درگیر مسئلۀ وطن، مهاجرت، زبان، پناهندگی یا فرار سیاسی هستند، رمانهای جالبی هستند. دوست دارم مروری مختصر بر این دو رمان داشته باشم، و تا حد امکان ماجرای رمانها را نیز لو ندهم. کتاب اول، آدم، گربه، مرگ، از نویسندۀ اهل ترکیه، زلفو لیوانلی (1946- ) است. رمان دوم، جهالت اثر میلان کوندرا (1929-2023) است، نویسندۀ اهل چک، که دنبال هنر و ادبیات بود، ولی ناگهان خودش را وسط سیاست یافت.
+ با کلیک روی تصویر متن کامل را بخوانید.
14 مرداد 1404
امپراتوری عقل و اندیشه
معرفی ایران از دوران پیشاتاریخ و اساطیری تا انقلاب سال 1357 برای مخاطب عام از نگاه یک پژوهشگر غربی. نویسنده با نگاهی همدلانه، بلکه ستایشگرانه، هم فراز و فرودهای اجتماعی-سیاسی ایران را نشان میدهد و هم غنای فرهنگیاش را. او ایران را قلمروی پنهاور از اندیشهها میداند. از نظر وی، تنوع بیبدیل فرهنگ ایران بهحدی است که مؤلفههایی متضاد در درون آن شکل داده که امروزه هم دیده و احساس میشوند. این مؤلفهها انعطافی چشمگیر در همۀ زمینهها به ایرانیان میدهند. برای فهم و حل مسائل پیچیدۀ ایران آگاهی از تاریخ طولانیاش بسیار روشنگر است. هر دو ترجمه خوب است.
13 تیر 1404
غرقشدن تمدنها
شب 9 به 10 آوریل سال 1973. یک گروهان از کوماندوهای اسرائیلی از راه دریا وارد بیروت شده، پس از تقسیم به گروههای کوچک و حمله به هدفهای مختلف و ترور سه نفر از رهبران فلسطینی، از همان راه دریا برگشته بودند. چند سال بعد معلوم شد عملیات آوریل ۱۹۷۳ را ایهود باراک، نخستوزیر آیندۀ اسرائیل، در لباسی زنانه و با سر کردن کلاهگیس فرماندهی کرده است. هدف حیله این بود که با اجرای صحنۀ عاشقانه در اتومبیل، مأموران پاسداری را از خیابان پای پنجره بکشانند و آنها را بیسروصدا سربهنیست کنند و بعد کوماندوها وارد راهپلۀ ساختمان شوند.
+ روی تصویر کلیک کنید و متن کامل بریده را بخوانید.
4 تیر 1404
صلحی که همۀ صلحها را بر باد داد
خاورمیانه هم محصول جنگ است و هم محصولش جنگ. تا پیش از جنگ جهانی اول، هیچکدام از کشورهای فعلی خاورمیانه وجود نداشتند، جز ایران. همۀ آنها نتیجۀ فروپاشی امپراتوری عثمانی و دریدنش توسط متفقین (عمدتاً بریتانیا) هستند. سوءتفاهمهای فراوان و سوءنیتهای بزرگ منطقهای خطرناک خلق کرد که همچنان معدن رخدادهای ناگوار است. این کتاب برای چرایی و چگونگی این ماجرای بزرگ و پیچیده پاسخی مستند و مفصل ارائه میکند. علیرغم حجم زیاد کتاب، فصلهای کوتاه خواندنش را راحت کرده، و جزئیات جالب، ریزهکاریهای خصوصی و اطلاعات سرّی مطالعهاش را جذاب ساخته است.
11 خرداد 1404
در باب شهروند
یکی از زیانهای قدرت حاکمه این است که امکان دارد حاکم علاوه بر پول لازم برای هزینههای عمومی – یعنی برای تأمین هزینۀ وزرا و خادمان عمومی، ساختن و دفاع از پادگانها، جنگیدن، و تأمین هزینۀ منزل خود بهشیوهای محترمانه – پول بیشتری را اخذ کند. او همچنین ممکن است، اگر بخواهد، پولی را به دلخواه خود برای ثروتمند ساختن فرزندان، بستگان، مقربان و حتی چاپلوسان خود اخذ کند. باید اذعان کرد که این یک زیان است، اما این از آن نوع زیانهایی است که در هر نوع دولتی یافت میشود، و در مونارشی تحملپذیرتر از دموکراسی است...
+ روی عنوان یا تصویر کلیک کنید و متن کامل این بریده را بخوانید.
14 اردیبهشت 1404
بیست کشور آمریکای لاتین
چکیده: تاچو پسر ارشد خود را به مدیریت دانشگاه جنگ و رئیس ستاد ارتش منصوب نمود. پسر دومش رئیس مجلس نمایندگان شد. تصویر نیمرخ دخترش امروز نیز هنوز زینتبخش اسکناسهای کشور است. ظاهراً او رئیس مهربان و پدر ملت بود. لااقل یکسوم املاک نیکاراگوئه به او تعلق یافته بود. روزی هنگام عبور از جلو مزرعهای که مورد پسند او واقع شده بود اتومبیلش را نگاه داشت و فرمان داد که فوراً از قیمت آن مزرعه جویا شوند. مصدری که رفته بود قیمت ملک را بپرسد فوراً برگشت و با دستپاچگی تمام عرض کرد: «قربان، این مزرعه به خود شما تعلق دارد.»
برای خواندن متن کامل روی تصویر کلیک کنید.
9 فروردین 1404
اثری کوچک و اثری بزرگ
در پیشگفتار و مقدمۀ این کتاب مهمترین اشکالات برای بیزاری از سیاست یا بیتفاوتی نسبت به آن جمعبندی شدهاند. نویسنده در برابر قویترین اعتراضات از سیاست دفاع میکند. بعد از پیشگفتار و مقدمه، چهار فصل داریم: «چرا خود را به دردسر سیاست بیندازیم؟»، «در سیاست چه چیزی در خطر است؟»، «فایدۀ مطالعۀ سیاست چیست؟» و «آیا سیاست میتواند دنیای بهتری بسازد؟» برای پاسخ به پرسش از چرایی اهمیت سیاست یا، به عبارت دیگر، دفاع از لزوم سیاست، باید سیاست را درست فهمید. به همین دلیل، اندرو گَمبل به موازات پاسخ به آن پرسش اصلی، معنای سیاست را هم تشریح میکند.
6 اسفند 1403
نظریهای در باب همهچیز
عنوان کتاب جان رالز بسیار فروتنانه است؛ آنقدر کوچک است که چیزی از گسترۀ شگفتانگیز مباحث آن را نشان نمیدهد. این فروتنی با فروتنی فراوان نویسندهاش بیارتباط نیست. جان رالز از شدت فروتنی تقریباً نامرئی شده بود. غالباً در باب اهمیت این اَبَرکتاب همیشه و همهجا به اظهار این نکته بسنده میکنند که رالز در محدودۀ لیبرالیسم از عدالت دفاع کرده است؛ همان چیزی که لیبرالها همیشه آزادی را بر آن ترجیح دادهاند. اما این سخن هم عظمت اثر رالز را منعکس نمیکند. در این یادداشت فقط میخواهم به نکتهای در باب عنوان اثر اشاره کنم؛ بله، فقط عنوان اثر!
17 بهمن 1403
خدا نمرده است
قرن بیستم نشان داد که با زوال دین مواجه نیستیم، بلکه دورهای از خیزشهای قوی دینی آغاز شده که در سراسر جهان سر برآوردهاند. این دادههای تجربی جایی برای نظریۀ «مرگ خدا» باقی نمیگذارند. در نتیجه، واجب است که پارادایمی دیگر جایگزین شود که با این وضعیت عینی سازگار باشد تا بتوان برای تبیین امور از آن استفاده کرد. پیتر برگر، علاوه بر نقد نظریۀ سکولاریزاسیون، تلاش میکند گزینهای دیگر جایگزین آن سازد. پیشنهاد او کثرتگرایی است. طبق این نظریه، مدرنیته بهاحتمال زیاد به کثرتگرایی منجر میشود که در آن هم سکولاریسم هست و هم ادیان. مدرنیته قبلهگاههای زیادی دارد.
+ برای خواندن متن کامل، روی تصویر کلیک کنید.
14 فروردین 1403
داستان یک روستا
راوی قصه یک خانوادۀ کشاورز است. راوی گاهی زن خانواده، گاهی مرد خانواده، و در فصلی پسر خانواده است. اما شخصیت مهم قصه مرد جوانی است به نام «براردو»، که مثل بقیه بیدلوجرأت نیست. در زندگی مردم روستا، زمین و آب حرف اول و آخر است. اول زمین و آب، بعد خدا و سیاست و بقیۀ چیزها؛ آن هم در جایی که کشاورزی بهزور خرج بخور و نمیر آدم را میدهد. بعد این وسط مردم شهر و اهل قدرت، هر روز با یک بهانهای، مالیاتی ببندند به ناف اهل روستا تا یکجوری تیغشان بزنند. اوضاع وخیم و وخیمتر میشود. آیا مردم اعتراض میکنند؟
[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، بر روی تصویر کلیک کنید. ]











