اگر با یک دانشجوی خوب فلسفه که اهل مطالعه هم باشد در یک دورهمی معمولی بنشینید و گفتگویی جدی شکل دهید، میبینید که چه نکات ارزشمندی از دل آن گفتگو برمیخیزد. حالا تصور کنید اگر طرف گفتگو یک فیلسوف نوآور در تراز جهانی باشد، چه خواهد شد، آن هم گفتگویی جدی با محوریت پرسشهای جدی در باب اندیشههای فلسفی خاص آن فیلسوف؛ پرسشگر هم خود پژوهشگر جدی فلسفه باشد. البته بخشی از این امر بهعلت خاصیت جادویی خود گفتگوست که موضوعات و مسائل را بهشدت روشن میکند.
برای نمونه، نوشتههای هیلاری پاتنم پیچیده و دشوار هستند اما در این کتاب سخنانی روشن و روشنگر، و البته عمیق، از وی میشنویم: «بر فیلسوفان فرانسوی نگاهی به سیاست حاکم است که من بهشدت از آن بیزارم: سیاستِ از میان بردن همهچیز به امید اینکه در نهایت شاید روزی چیز خوبی پدیدار شود. همین سیاست بود که هیتلر را در آلمان به قدرت رساند، به همین دلیل واقعاً خوشحالم که فیلسوفان فرانسوی بیش از آنچه اکنون میبینم نفوذ سیاسی ندارند.» یا دربارۀ دین: «برای من مذهب یعنی درک محدودیتهای انسان. مشکل دیدگاه انسانباورانهای که فویرباخ عرضه میکند این است که انسان را به مقام ربوبیت میرساند و هیچچیزی در این قرن نمیبینم که مرا ترغیب کند انسان را به مرتبۀ الوهیت برسانم. من معتقدم انسان بدترین خدای موجود است.»
فلسفۀ آمریکایی را تا همین اواخر خیلی جدی نمیگرفتند، بهحدی که آن را فرع بر فلسفۀ اروپایی به شمار میآوردند. نوع تحلیلی آن را ادامۀ تحلیلی بریتانیا و غیرتحلیلیاش را ذیل فلسفۀ قارهای جای میدادند. با این تلقی، بُعد متمایز فلسفۀ آمریکایی به محاق میرفت، زیرا با آن نگاه، جایی برای بداعت آن نمیماند. اما این طرز تلقی منصفانه نیست؛ بهویژه اینکه فیلسوفان آمریکایی، مثل دیویدسون و رورتی و پاتنم، آغازگر و بنیانگذار جریان فلسفی پساتحلیلی هستند که از دوگانۀ تحلیلی-قارهای برمیگذرد و در پارهای موارد میان آن دو پل میزند.
مؤلف این اثر، خانم جووانا بُرّادوری، در ابتدای کتاب در بخشی با عنوان جالب «دیوار آتلانتیک» با نگاهی از بالا و بیرون کلیت فلسفۀ آمریکایی را بهتفصیل معرفی میکند. مطلب اصلی این بخش توضیح این مطلب است که چگونه فلسفۀ آمریکایی علیه سنت تحلیلی کلاسیک طغیان کرد و راه خود را از آن جدا ساخت. پس از آن، گفتگوهایی تخصصی با نُه فیلسوف آمریکایی نوآور و صاحبسبک را شاهدیم: کواین، دیویدسون، پاتنم، نوزیک، دانتو، رورتی، استنلی کَوِل، مکاینتایر، و (با عرض پوزش) تامس کوون.
مؤلف در ابتدای هر گفتگو کلیاتی از آثار و اندیشههای فیلسوف مربوطه را در سهچهار صفحه میآورد تا خواننده را با وی آشنا سازد. این آشنایی لازم است، چون پیشزمینۀ درک درست پرسشها و پاسخهای هر گفتگوست، پرسشها و پاسخهایی که تخصصی و در سطوح بالایی از فلسفه قرار دارند. نتیجه آنکه در این کتاب هم دربارۀ این فیلسوفان مطالب اصلی را یاد میگیریم و هم از آنها مباحث اساسی را میآموزیم.
البته اینگونه کتابها کم نیستند، اما این یکی ویژگیهایی دارد که آن را از همتایانش برجستهتر میسازد. اولاً همۀ طرفهای گفتگو فیلسوفان تراز اول هستند و نه صرفاً استادان دانشگاهی که فقط مدرس فلسفهاند. ثانیاً سؤالات یکسانی از آن نُه فیلسوف پرسیده نمیشود، بلکه سؤالات هر فیلسوفی متفاوت است و به علایق، مسائل و تجربههای شخصی و کاری خود او مربوط میشوند. به همین دلیل، هر گفتگو کاملاً جدید است و با قبل و بعد از خود تماماً فرق دارد. مزیت دیگر این کتاب آن است که با نظریات فیلسوفانی آشنا میشویم که هنوز کتابی از آنها به فارسی ترجمه نشده است، مثل آرثر دانتو و نسبتاً استنلی کَوِل. دیگرانی هم که از آنها در زبان فارسی کتابی هست معمولاً خوانده نشده یا درست خوانده نمیشوند، مثل نوزیک و پاتنم و کواین و (باز هم با عرض پوزش) کوون.
دیگر اینکه حتی اگر بهفرض که آثارشان خوانده شده باشد، فهمشان آسان نیست و لذا احتمال برداشتهای نادرست کم نیست. در این گفتگوها گرههای کور اندیشهها باز میشوند و نُه فیلسوف موضع مناقشهبرانگیز خود را روشن بیان میکنند. گفتن ندارد که بیان نکات جدی دستبالا را دارد.
بهعلاوه، خانم بُرّادوری از طرفهای گفتگو میخواهد که نظر خود را خیلی صریح دربارۀ دیگر فیلسوفان هم مطرح کنند. این نظرات که غالباً انتقادی هستند هم شامل کلیت فلسفۀ دیگر فیلسوفان میشود و هم نقدی به برخی از نظریههای جزئیتر. برای نمونه، هیلاری پاتنم دربارۀ دریدا میگوید «از دریدا میتوانید چیزهای ارزشمندی دربارۀ خواندن متون بیاموزید. البته اگر بخواهید هر متنی را طوری بخوانید که گویی هدف این است که دریابید متن چگونه خود را ساختگشایی میکند، این هم شیوۀ نادرستی در قرائت متن خواهد شد. فقط تعداد انگشتشماری از متنهاست که باید ساختگشایانه خوانده شوند. دریدا با شروع از یکی از آثار اولیۀ خود، گفتار و پدیدار، روشی نظاممند پیشنهاد میدهد که بر پایۀ فلسفۀ زبانی بسیار ضعیف متکی است». آرثر دانتو همین را هم برنمیتابد و به روش ساختگشایی دریدا این اعتراض را دارد که آن فیلسوف پستمدرن فرانسوی «فقط متنی را برمیدارد، هرچه مبهمتر بهتر، و آن را ساختگشایی میکند و سپس به سراغ متن بعدی میرود. من از خودم میپرسم برای چه این کار را بکنم؟ چه چیزی از آن عایدم میشود؟ چه چیزی عاید بشریت میشود؟ دریدا به برداشتن گام دوم اعتقادی ندارد و به نظر من این الگوی بدی است.»
گفتگوها بهطور طبیعی و بهشکلی خوشایند شاخ و برگ پیدا میکنند و به مسائلی دیگر، از جمله سیاست و رسالت فلسفه، میانجامند که سخت پخته و سنجیده هستند. برای مثال، مکاینتایر در باب وضع کلی اجتماعی-سیاسی دورۀ معاصر میگوید: «هزینههای رشد اقتصادی را عموماً کسانی میپردازند که در این کار ناتوانتر از همهاند؛ و منافع طوری تقسیم میشود که با شایستگیهای فرد هیچ رابطهای ندارد. در عین حال سیاست در مقیاس کلان پوچ و بیثمر شده است. کوششهایی که برای اصلاح نظامهای سیاسیِ مدرنیته از درون صورت گرفته است همواره در نهایت به همکاری با خود نظام انجامیده است. و کوششها برای براندازی آن نیز همواره مسیر انحراف پیموده و به تروریسم یا شبهتروریسم تبدیل شده است. بنابراین، در بحث سیاست آنچه بیثمر نیست برساختن و حفظ جوامعِ محلیِ کوچکمقیاس است در سطح خانواده، محله، محیط کار، اعضای کلیسا، مدرسه، یا بیمارستان، جوامعی که در درونشان نیازهای گرسنگان و بیخانمانها را بتوان پاسخ داد. من هوادار زندگی اشتراکی نیستم. به آرمانها یا صورتهای زندگی گروهی بهعنوان دوای درد مشکلات اجتماعی امروز اعتقاد ندارم. نسبت به هیچ طرح و برنامهای وفاداریِ سیاسی اعلام نمیکنم.»
در مقابل، رورتی میگوید: «فکر میکنم نباید پرسید که فلسفه چیست. دلیل من برای نوشتن کتابهای فلسفی تمام کتابهای دیگری است که خواندهام و واکنشم در برابر آنها. در مقابلِ برخی از کتابها واکنش داشتهام و در برابر بعضی دیگر خیر. هر از چندی به شاعر یا جامعهشناس یا فیلسوفی اصیل برمیخورید، اما این اصلاً فکر خوبی نیست که برای یک رشته، از جمله فلسفه، مأموریت و رسالت تعیین کنیم.»
بهطور کلی، در این کتاب آنقدر نکات خیلی خوب فراوان است که با نقل یک مورد از هر فیلسوف کل این یادداشت پر میشد؛ همین مقدار که نقل شد برای برانگیختن علاقمندان کافیست تا به سوی آن بشتابند.

فیلسوف امریکایی
مؤلف: جووانا بُرّادوری
مترجم: میثم محمدامینی
ناشر: نشر نو، چاپ دوم 1402
263 صفحه، 190000 تومان
شاید این مطالب هم برایتان جالب باشد:
جستارهای شخصی و شیرین
7 اردیبهشت 1404
دربارۀ برتراند راسل هر عیبی مطرح باشد، در این هنر او شکی نیست که نویسندۀ خوبی است. قشنگ و فکورانه مینویسد. حتی اگر مطالبش نادرست باشند، خواندنشان مفرّح و لذتبخش است. نکات ریز قشنگ هم کم ندارند. در نگاه راسل نوعی رندی و طنازی هست که خاص خود اوست. قلمش چاشنی طنزی آیرونیک و فاخر هم دارد که بر کمال نوشتههایش میافزاید. او اگرچه، بهجز در حیطۀ تخصصیاش، پژوهشگری قابلاعتنا نیست، اما متفکر و نویسندهای ممتاز است. نوشتههایش روان و شیرین است. حتی میتوان از او آموخت که چگونه دقیق و روشن نوشت. این مجموعه جستار نیز چنین است.
برای خواندن متن کامل معرفی این کتاب روی تصویر کلیک کنید.
0 نظر7 دقیقه
اینترنت ما
22 بهمن 1403
شواهد و مدارک نشان میدهند که ما فقط با همقطارانمان گفتوشنود میکنیم. ما وبلاگِ کسانی را میخوانیم که با آنها همنظریم. اخبار شبکههایی را دنبال میکنیم که جهان را آنطور میبینند که ما میبینیم. در مقابل، علیه "دیگران" جوک منتشر میکنیم. پس نگرانی اصلی این نیست که از این بترسیم که جامعۀ دیجیتالیِ بازْ ما را به افرادی مستقل و منزوی تبدیل میکند که مثل رابینسون کروزوئه روی جزیرههای گوشیهای هوشمندمان زندگی میکنیم. نگرانی اصلی این است که اینترنت دارد "قطبیسازی گروهی" را افزایش میدهد، یعنی بهشکلی روزافزون ما را به قبایلی مجزا و جدا از هم تبدیل میکند.
+ برای خواندن متن کامل روی تصویر کلیک کنید.
0 نظر4 دقیقه
روباهی که میخواست خارپشت باشد
20 دی 1403
روباهی که میخواست خارپشت باشد
مقالۀ بلند خارپشت و روباه در فهرست برترین جستارهای قرن بیستم جای دارد. موضوع این تحقیق درخشان فلسفۀ تاریخ تولستوی است. آیزایا برلین این دیدگاه فلسفی را با محوریت رمان جنگ و صلح بهتفصیل صورتبندی، ریشهیابی، بررسی و نقادی میکند. او بهشکلی عمیق اما روشن تضاد تراژیک میان اعتقاد و استعداد تولستوی را آشکار میکند، میان آنچه میخواست و آنچه میتوانست. در نهایت، تحلیل خود را فراتر میبرد و به تمام گسترۀ تفکر و زندگی بشری تسری میدهد. این جستار فصل دوم کتاب بسیار خوب متفکران روس است، اما بهدلیل اهمیت و جذابیت جداگانه هم منتشر میشود. ترجمۀ نیکوی نجف دریابندری هم بینیاز از تعریف است.
0 نظر1 دقیقه
فلسفۀ ماکس شلر (منطق دل)
13 دی 1403
انسان عصر جدید نمیتواند ارزشهای بالاتر را طوری تجربه کند که هستی حقیقی او را غنی سازد؛ زیرا آنچنان غرق کار است که فرصتِ پُر نمودن خلأ هستی خویش را ندارد. برای این مقصود، لازم است تکالیفی را انجام بدهد تا انسانی فارغ از احساس منفی باشد. آنگاه، ارزشها را با چنان حدّت عاشقانهای تجربه میکند که برای همیشه مجذوبشان باقی میماند. انسانی که قادر به مشاهدۀ عاشقانۀ ایدههاست، برخلاف انسان مدرن، بیمارِ کار نیست؛ بلکه روح و جسمی سالم دارد. امروز انسان ضعیف و ناتوان است؛ اما امکاناتی وجود دارد که اگر کشف کند، او نیز قادر به مشاهدۀ ارزشها و غنی ساختن هستی خویش میشود.
+ برای خواندن متن کامل این بریده کتاب، بر روی تصویر کلیک کنید.
0 نظر6 دقیقه
تنهایی
1 دی 1403
هیچ دانشی نمیتواند همۀ ابعاد «تنهایی» را بهتنهایی پوشش دهد. لذا نویسنده از فلسفههای مدرن، مکاتب روانشناسی و آثار ادبی گوناگون برای بررسی این مسئلۀ فراگیر استفاده میکند. او تاریخ تنهایی را از دوران باستان تا دورۀ معاصر بررسی میکند، اما نشان میدهد که تنهایی ویژگیِ غیرتاریخی و جداییناپذیر وجود بشری است. تنهایی ریشه در آگاهی خاص انسان دارد؛ آگاهی بازتابی و خودآگاهی او. این آگاهی بهقدری غلیظ است که او را از سایر موجودات، از جمله همنوعان، جدا میسازد و به تنهاییاش دامن میزند. علاوه بر این، نویسنده به انواع تنهایی و به امور گوناگون مرتبط با آن میپردازد.
0 نظر1 دقیقه
متافیزیکِ اگزیستانسیالیستی
16 آذر 1403
لِشِک کولاکوفسکی (1927-2009)، فیلسوف بلندآوازۀ لهستانی، را با کتاب سترگش جریانهای اصلی در مارکسیسم میشناسند. این اثر را بهترین و مفصلترین کتاب در خصوص جنبش مارکسیسم دانستهاند. دربارۀ ویژگیهای این منبعِ مبسوط میتوان بسیار سخن گفت، اما بهطور خلاصه هم از جهت کمیت و هم از جهت کیفیت با فاصلۀ زیاد از رقبا پیش است. طبیعی است که چنین اثری باعث شود از کولاکوفسکی بپرسند که آیا همین کتاب حجیم را بزرگترین اثر اصلی خود به شمار میآورد یا نه. پاسخ کولاکوفسکی، در کمال ناباوری، منفی بود. در عوض، تصریح کرد که کتاب کوچک خوف مابعدالطبیعی را شایستۀ چنین عنوانی میداند.
+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید.
0 نظر7 دقیقه
مقاومت خشونتپرهیز
6 آذر 1403
کتابی انتقادی و خواندنی در باب موضوعی حیاتی. یک بررسی فلسفی چندجانبه از خشونتپرهیزی همراه با توجه به زمینههای تاریخی و تجربی در کشورهای مختلف. تاد مِی، فیلسوفِ روشننویس، در شش فصل به این مسائل میپردازد: تاریخچۀ خشونتپرهیزی، چیستی و ملاک آن، سازوکارها و ارزشهایش، و در پایان به سراغ وضعیت خشونتپرهیزی در زمانۀ فعلی میرود. از نظر او، قاعده و روش اصلی مقاومت در برابر ظلم و بیعدالتی اجتماعی و سیاسی نهفقط میتواند بدون خشونت باشد، بلکه باید هم چنین باشد، زیرا فقط در این صورت است که ارزشهای انسانی، بهویژه برابری و کرامت انسان، حفظ میشوند.
0 نظر1 دقیقه
کلّی بهطور کلّی
23 مهر 1403
مسئلۀ کلیها بسیار انتزاعی است، اما اگر معنای آن روشن شود، به همان اندازه جالب خواهد بود؛ زیرا این مسئله تمام دامنۀ ذهن و زبان را پوشش میدهد. اما اگر هم بهخودیخود جالب نباشد، دو دلیل برای پرداختن به آن هست: 1) «تحقیق در تقریباً هر مسئلۀ فلسفی، هرگاه به اندازۀ کافی پیش برده شود، ما را با یکی از جنبههای مسئلۀ کلیها روبهرو میکند. بنابراین باید بهعنوان وسیلهای برای پرداختن به سایر مسائل فلسفه به آن بپردازیم»؛ 2) مسئلۀ کلیها بهعنوان یک واقعیت تاریخی، در نظر فلاسفه معانی مهمی داشته که کمتر کسی میتواند نسبت آنها بیتوجه باشد.
+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید.
0 نظر8 دقیقه
نجاتِ ادبیاتِ نجاتدهنده
18 خرداد 1403
حرف تودوروف این است که ادبیات در مخاطره است. ولی این خطر از ناحیۀ مردم کمسواد نیست، بلکه از جانب متخصصان ادبیات است. این کارشناسان، ادبیات را بهمثابۀ ادبیات نمیبینند، بلکه آن را تحویل میکنند به چیزی که دیگر از جنس ادبیات نیست. فروکاستگرایی در ادبیات از بدترین نوع است؛ زیرا آثار ادبی تنوع و تکثر بیشماری دارند. لذا فروکاست ادبیات از بین بردن یک چیز نیست، بلکه از بین بردن چیزهای بسیاری است که جهانی از معنا و لذت را به ارمغان میآورند. از این رو، با عملکرد مخرب استادان، دیگر خبری از کارکرد اصلی ادبیات نیست؛ نه معنایی و نه لذتی.
0 نظر6 دقیقه
حدیث عقل در ایام پادشاهی عشق
25 اردیبهشت 1403
کتاب انباشته از نکات ریز و دقیق است که منحصر به عشق نیستند. پای خیلی از مسائل به میان میآید، برای نمونه، تنهایی: «تنها بودن به این معناست که احساس کنیم شکافی رنجآور هست میان کیفیت حیات باطنی خودمان و آنچه تجربۀ دیگران به نظر میرسد. بدین قرار، نمونۀ عالی تنهایی در غیاب دیگران نیست، بلکه در حضور دیگرانی است که طرز فکر و احساس ما در نظر آنها غریب مینماید. بارِ تنها بودن در حضور کسانی احساس میشود که، وقتی با دودلی و احتیاطاً لذتها، امیدها، یا هراسهای خاص خودتان را افشا میکنید، هیچ نمیدانند که از چه حرف میزنید.»
[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]
0 نظر8 دقیقه
سردبیر
سردبیر ماهدبوک











