4 فروردین 1400
مهمترین کتاب پایان قرن
اگر نمیدانید، بدانید؛ ناشران برخی از کتابهای خیلی خوبشان را در پایان سال منتشر میکنند. البته برای بعضی مناسبتهای مهم نیز چنین میکنند؛ برای مثال نمایشگاه کتاب. ولی خوشبختانه، امسال و سال بعد، از نمایشگاه کتاب و کباب و فلافل و آبمیوه و ساپورت و عینک آفتابی خبری نیست. به همین دلیل، در پایان سال کتابهای خفن بیشتری منتشر شد. البته کتابهای سبک و سخیف هم کم نبودند. این تراکم کتابها کار خریداران را سخت میکند. همچنین ارزش کتابها لابهلای شلوغیها کمرنگ میشود.
در این میان برای کنجکاوان علاقمند این مسئله پیش میآید که بهترین و مهمترین کتابها کدامند؟ البته هر کسی نظر و سلیقۀ خاص خود را دارد. من نیز نظری دارم. به نظرم، در این یک ماه اخیر، بهترین و مهمترین کتابها در کار نیست. فقط یک کتاب بهتنهایی در چنین جایگاهی میایستد...
26 اسفند 1399
در کام خرچنگ
اگر اهل فیلم باشید، به احتمال زیاد فیلم فانتزی و مشهور وودی آلن، نیمهشب در پاریس، را دیدهاید. اگر هم ندیدهاید، حتماً این فیلم اگزیستانسیالیستی را ببینید. در سکانسی از فیلم شخصیت اصلی داستان نیمهشب قدمزنان وارد کافهای در پاریس میشود و قهوهاش را با ارنست همینگوی مینوشد! من هم این نوع قهوهخوری فانتزی را تجربه کردم. نه، ببخشید؛ من با طرف چای خوردم.
21 اسفند 1399
شیطان در بوستان
سعدی مربی اخلاق است. معمولاً از بحثهای نظری، در عین آگاهی، طفره میرود. از دلایل این مشی باید در جایی دیگر سخن گفت. کوتاه این که این بحثها به کار دغدغۀ او که اخلاق است نمیآید. سعدی در بحث شیطان در هیچکدام از صفوف دعواهای علمی نمیگنجد. البته به نگاه عرفی هم درنمیافتد. او رندانه با زبان طنز از منظر قرآن به شیطان مینگرد. قرآن میگوید که نباید شیطان را خیلی بزرگ کرد. شیطان را در گناهکاری انسانها تبرئه میکند و برای او مدخلیت تام و تمامی قائل نیست. حتی در یقهکشی انسان و شیطان طرف دومی را میگیرد.
15 اسفند 1399
بهدرود رفیق
اغتشاش. اغتشاش. بله؛ اغتشاش. دعوا هم بود. ولی دعوا دربارۀ تاپالۀ اسب بود. این چیزها، از میان فضولات دیگر حیوانات، خوراک بهتر و مغذیتری بود؛ زیرا لابهلایاش دانههای درست گندم یافت میشد. البته که حاضر بودند خود اسبهای مرده و متعفن را هم بخوردند، اما چیزی نمییافتند. اصلاً مگر اسبی مانده بود؟ بله؛ اسبهای دولتی معدودی اینجا و آنجا پرسه میزدند، ولی کسی جرأت نداشت به آنها نزدیک شود؛ مگر اینکه از جانش سیر شده باشد. از چیز دیگری که نمیشد سیر شد. آخر مگر چقدر تاپالۀ اسب گیر آدم میآمد با وجود آن همه گرسنه و قحطیزده؟!
5 اسفند 1399
منظومه در میان بدایه و نهایه
موضوع این یادداشت نسبتسنجی میان شرح منظومه و دو کتاب بدایة الحکمة و نهایة الحکمة است. نتیجۀ بحث این خواهد بود که، از جهت آموزش مقدماتی سنت فلسفۀ اسلامی، شرح منظومه بر دو اثر دیگر به طور کلی ترجیح دارد. تفصیل بحث، برشمردن و توضیح وجوه این رجحان است.
15 دی 1399
زنده باد کتابهای زرد
هر چند وقت یکبار کسی از میان قشر تحصیلکردگان بلند شود و به این وضع اعتراض کند. شنیدهام تازگی این کار به صداوسیما هم کشیده شده و برنامۀ ویژهای برای کوبیدن کتابهای زرد پخش شده است. بله، کتابهای پرفروش کشور کتابهای زرد و سطحی هستند. خب حالا از این امر ناظر به واقع چه نتیجۀ هنجاری و ناظر به ارزشی باید گرفت؟ این کتابها را باید جمع کرد، ممنوع ساخت، اجازه چاپ نداد و…؟







