اخلاق و دین

دختر راسل به‌عنوان یک فرد خداناباور بزرگ شد، اما سپس مسیحی شد. او از این مطلب شکایت می‌کند که پدرش دین را منصفانه معرفی نکرد. تربیت دینی راسل بسیار منفی بود؛ این نوع تربیت مطالبات اخلاقی بسیار بالایی از فرد داشت و هنگامی که راسل در محقق کردن‌شان کم می‌آورد سرشار از عذاب وجدان می‌شد. اما دخترش در باور آوردن به وجود خدا به خرسندی رسید. والدین باید به این حق فرزندان‌شان احترام بگذارند که آن‌ها حق دارند دربارۀ دین شخصاً تصمیم بگیرند. راسل کوشید چنین کند و حتی هزینۀ دوره‌های آموزشی کشیش شدن همسر دخترش را پرداخت کرد.

+ برای خواندن متن کامل این بریده از کتاب، روی تصویر کلیک کنید.


رساله‌ای کوچک در باب فضیلت‌های بزرگ

میانه‌روی لذت را، زمانی که در دسترس است، شدت می‌بخشد و زمانی که در دسترس نیست جای آن را می‌گیرد. لذت همیشه هست: چه لذتی است زنده بودن! چه لذتی است صاحبِ لذت‌های خود بودن! فرزانۀ مکتبِ اپیکور بیشتر پرورش فشردۀ لذت‌هایش را به‌کار می‌بندد تا پرورش گستردۀ آن‌ها را. بهترین، و نه بیشترین، آن چیزی است که او را به سوی خود می‌کشاند که برای خوشبختی او کفایت می‌کند. او با قلبی که به چیزی کم قانع است زندگی می‌کند، به‌ویژه این‌که، مطمئن از آسایش خود، می‌داند که با این چیز کم هرگز قحطی‌ای در بین نخواهد بود.

[ برای خواندن متن کامل بریده کتاب بر روی تصویر کلیک کنید. ]