30 دی 1403
روباه
داستانی قوی و خوشساختار با نمادپردازیهای عالی. تمثیلی زیبا از یک مسئلۀ مهم در زندگی انسانها. در زمان جنگ جهانی اول، دو خواهر جوان و مجرد بهتنهایی یک مرغداری را میگردانند. روباهی آنها را به دردسر میاندازد تا اینکه گذر سرباز جوانی به آن مزرعه میخورد و از او میخواهند که بماند. او روباره را شکار میکند و یکی از خواهران به او علاقمند میشود و دیگری آزرده از این رابطه میخواهد خواهرش را منصرف کند. موفق نمیشود اما نتایجی غیرمنتظره برای همه رقم میخورد. لارنس نشان میدهد که مسئلۀ رابطۀ میان زن و مرد در یک فرهنگ بسته هیچ راهحلی ندارد.
24 اردیبهشت 1400
آلبر کامو: دربارۀ عشق، مرگ و زندگی
من تلاش کردم که این نوشته انتهای داستان رو لو نده. اما به هر حال وقتی داری دربارۀ محتوای کتاب حرف میزنی با بخشهای زیادی از اون آشنا میشی؛ چیزی شبیه اینکه مقدمههای اول کتابو بخونی. من همیشه مقدمهها رو بعد از تموم کردن کتاب میخونم، ولی برای انتخاب کتاب یه نگاهی به چند صفحهش میندازم. اگر قصد خرید و خوندن کتابو دارین میتونین به بندهای نقل قول و بند پایانی نوشته نگاه کنین. تمامی نقل قولها هم از نیمه اول کتاب انتخاب شده. در نیمۀ دوم یادداشت هم ترجمههای موجود طاعون رو بررسی و با هم مقایسه کردم.



