جزیرۀ فلسفی دلپذیر

لِشِک کولاکوفسکی زمانی که چند سال از تبعیدش را در آکسفورد بود با آیزایا برلین روابط دوستانۀ نزدیکی به هم زد که تا آخر عمر به آن مباهات می‌کرد. در باب روابط آن دو فیلسوف حرف‌وحدیث‌هایی ساختند که این لطیفه جزو آن‌هاست:
روزی آیزایا می‌پرسد: حال شما چطور است؟ لشک می‌گوید: خوب، می‌دانید، انگلستان جزیره‌ای در اروپاست؛ آکسفورد جزیره‌ای است در انگلستان؛ کالج اُل‌سولز جزیره‌ای در آکسفورد؛ و من جزیره‌ای در کالج اُل‌سولز.»
وقتی یک خوانندۀ ایرانی در بحر اندیشه‌های این جزیرۀ دلپذیر فرو می‌رود، از جمله احساساتی که به او دست می‌دهد حسرت است و دریغ است و درد. اما چرا؟

+ برای خواندن متن کامل روی تصویر کلیک کنید.