امریکائی آرام

گرفتاری قهرمان داستان در این است که با توجه به وضع آشفتۀ آدمیان و با در نظر گرفتن خطاها و ریاها و دروغ‌ها، می‌خواهد تعهد قبول نکند و در همۀ احوال ناظر بی‌طرف باشد. می‌داند که چه بر حماقت بشر بخندد و چه بر آن گریه کند، به هر حال بهره‌ای جز پشیمانی نخواهد برد. اما به‌ناگاه، درست در زمانی که گمان می‌کرده است گوشه‌ای بی‌خطر و آرام و ایمن در قلب ناآرامی‌های روزگار یافته است، بی‌کس و تنها می‌ماند. پی می‌برد که هستی آدمی در مرز میان آرمان و واقعیت می‌گذرد و از تنش و کشاکش میان آن دو مایه می‌گیرد.

+ برای خواندن متن کامل این بریده از کتاب روی تصویر کلیک کنید.


در سنگر ‌آزادی

از نظر هایک، دولت نباید در عرصۀ عرضه و تقاضای بازار دخالت کند. این دخالت نه‌فقط در امور کلان، بلکه حتی در امور خُرد نیز تبعاتی ناگوار به دنبال دارد. کوچک‌ترین دخالت دولت در یکی از امور خُرد منجر می‌شود به دخالت‌های بزرگ و کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. برای مثال، بیایید «شیر» را در نظر بگیریم.

[ متن کامل این بریده از کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید.]