نامه‌های ون‌گوگ

چندصد نامۀ ون گوگ (1853-1890) عمدتاً به برادرش تئو و چند نفر دیگر از جاهای مختلف؛ لندن، پاریس، هلند، بلژیک و تیمارستان. از 19 سالگی تا زمان مرگ در 37 سالگی که آخرین نامه را در کنار او در زمان خودکشی‌اش یافتند. ون گوگ وضعیت فاجعه‌بار معیشت و عذاب‌های روحی‌اش را بازگو می‌کند که او را به نقاشی سوق دادند، زیرا نجات و خوشبختی را در نقاشی می‌دید که او را به هماهنگی با طبیعت می‌کشید. در این نامه‌ها جهان‌بینی ون گوگ و دیدگاه‌هایش دربارۀ نقاشی و زندگی با وضوح و حتی بلاغت ادبی خارق‌العاده‌ای بیان شده‌اند. کتاب مقدمات و ملحقات مفیدی هم در باب ون گوگ دارد.


اینک نیچه

کتاب که زیادی خوب باشد، آن‌گاه دغدغۀ خواننده این می‌شود که نکند به اندازۀ کافی حجیم نباشد! ولی کدام کتاب خیلی خوبی هست که کم نباشد، حتی اگر هزار صفحه باشد؟! تنها راه جبران این کمبود آهسته‌خوانی و دوباره‌خوانی است، به‌اضافۀ سرک‌کشیدن‌های موردی و نوک‌زدن‌های دزدکی. ذره‌ذره ضربه می‌زنیم، گویی که می‌خواهیم همۀ ذرات کتاب را بر تمام نقاط بدن‌مان تتو کنیم. واقعاً هم اثرش نازدودنی است. اصلاً بخشی از خود ما می‌شود. به همین دلیل، برای این کتابِ هشتصدصفحه‌ای سهمیۀ دوماهه در نظر گرفتم؛ روزی ده‌دوازده صفحه. اما هر بار شروع می‌کردم تا پنجاه صفحه می‌لغزیدم. خودبه‌خود ناپرهیزی می‌کردم. دوهفته‌ای تمام شد.

+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب بر روی تصویر کلیک کنید.