1 دی 1403
تنهایی
هیچ دانشی نمیتواند همۀ ابعاد «تنهایی» را بهتنهایی پوشش دهد. لذا نویسنده از فلسفههای مدرن، مکاتب روانشناسی و آثار ادبی گوناگون برای بررسی این مسئلۀ فراگیر استفاده میکند. او تاریخ تنهایی را از دوران باستان تا دورۀ معاصر بررسی میکند، اما نشان میدهد که تنهایی ویژگیِ غیرتاریخی و جداییناپذیر وجود بشری است. تنهایی ریشه در آگاهی خاص انسان دارد؛ آگاهی بازتابی و خودآگاهی او. این آگاهی بهقدری غلیظ است که او را از سایر موجودات، از جمله همنوعان، جدا میسازد و به تنهاییاش دامن میزند. علاوه بر این، نویسنده به انواع تنهایی و به امور گوناگون مرتبط با آن میپردازد.


