نامه‌های ون‌گوگ

چندصد نامۀ ون گوگ (1853-1890) عمدتاً به برادرش تئو و چند نفر دیگر از جاهای مختلف؛ لندن، پاریس، هلند، بلژیک و تیمارستان. از 19 سالگی تا زمان مرگ در 37 سالگی که آخرین نامه را در کنار او در زمان خودکشی‌اش یافتند. ون گوگ وضعیت فاجعه‌بار معیشت و عذاب‌های روحی‌اش را بازگو می‌کند که او را به نقاشی سوق دادند، زیرا نجات و خوشبختی را در نقاشی می‌دید که او را به هماهنگی با طبیعت می‌کشید. در این نامه‌ها جهان‌بینی ون گوگ و دیدگاه‌هایش دربارۀ نقاشی و زندگی با وضوح و حتی بلاغت ادبی خارق‌العاده‌ای بیان شده‌اند. کتاب مقدمات و ملحقات مفیدی هم در باب ون گوگ دارد.


تنهایی

هیچ دانشی نمی‌تواند همۀ ابعاد «تنهایی» را به‌تنهایی پوشش دهد. لذا نویسنده از فلسفه‌های مدرن، مکاتب روان‌شناسی و آثار ادبی گوناگون برای بررسی این مسئلۀ فراگیر استفاده می‌کند. او تاریخ تنهایی را از دوران باستان تا دورۀ معاصر بررسی می‌کند، اما نشان می‌دهد که تنهایی ویژگیِ غیرتاریخی و جدایی‌ناپذیر وجود بشری است. تنهایی ریشه در آگاهی خاص انسان دارد؛ آگاهی بازتابی و خودآگاهی او. این آگاهی به‌قدری غلیظ است که او را از سایر موجودات، از جمله هم‌نوعان، جدا می‌سازد و به تنهایی‌اش دامن می‌زند. علاوه بر این، نویسنده به انواع تنهایی و به امور گوناگون مرتبط با آن می‌پردازد.