18 فروردین 1404
چگونه کتابها جذابتر میشوند؟
حتی برای لذت بیشتر از کتاب هم نقادی لازم است. نقادی با همۀ طول و عرض و عمقش. باید بهقصد کشت کتاب را نقادانه خواند؛ بعد ببینیم از آن چه بهجا میماند. کتاب خوب باید از زیر تیغ جراحی جان سالم بهدر ببرد. بهعلاوه، مغز یا هستۀ اصلی کتابِ خوب با نقادیِ سختگیرانه بیرون میزند. تیغ نقادی زوائد و پوسته را میتراشد تا مغز را آشکار کند. به گمانم این سخن از نیچه است که زمانی به یکی از دوستانش گفت: «من کتاب نمیخوانم، من کتابها را میجَوَم؛ مثل گرگی که استخوان را میجَوَد تا مغز آن را بیرون بکشد.»
+ برای خواندن متن کامل یادداشت، روی تصویر کلیک کنید.
20 اسفند 1403
چرا کتابها خیلی جذابند؟
عموم انسانها زندگی را فرآیند و فعالیتی میدانند که غایت مطلوب و نهاییاش «داشتن» است. از نظر آنان، فعالیتهای زندگی باید معطوف به تملک و تصاحب و داشتن چیزهایی شود؛ تو بگو چیزهای خوب. بر این اساس، هرچه اشیاء و امکاناتی بیشتر داشته باشیم، زندگی پربارتری خواهیم داشت. در یک کلام، داشتن بیشتر، زندگی بهتر. اما زندگی میتواند شکلی دیگر هم داشته باشد. چراکه انسان موجودی نیست که صرفاً با داشتن اشیاء و امکانات بهطور کامل ارضا شود. انسان موجودی است که، علاوه بر «میل به داشتن»، «میل به معنا» نیز دارد، زیرا انسان موجودیست که از آگاهی برخوردار است.



