18 خرداد 1404
روانکاوی اسپینوزایی
«مسئلهی اسپینوزا» مثل قفلی بود که کلیدش را هنوز نمیشناختم؛ اما یالوم را میشناختم. روانکاوی دلبسته به فلسفه، با توانایی روایت داستانهایی که تجربۀ زیست مشترک، بسیار در آنها مییابی. یالوم دو خط زمانی موازی را میسازد: یکی قرن هفدهم، در هلند، که اسپینوزا از جامعۀ یهودیان طرد شد و دیگری قرن بیستم در برلین، که یکی از نظریهپردازان نازی، آلفرد روزنبرگ، درگیر پرسشی غریب دربارۀ اسپینوزای یهودی است. این تقابل قلب تپندۀ داستان است. اسپینوزا آرام، عمیق، بیادعا؛ روزنبرگ پرتنش، پرخاشگر، گمگشته. اسپینوزایی که میخواهد اخلاق را از ضرورت هستی، بیرون بکشد و روزنبرگی که از حقیقت میگریزد تا در دامن اسطورههای نژادی پناه بگیرد...
+ روی تصویر یا عنوان کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.


