مجله تخصصی کتاب و کتاب‌خوانی

ویترین تازه‌‌ها

از شامپانزه‌ها چه می‌آموزیم؟

چکیده: جین گودال در 26 سالگی کارش را با شامپانزه‌ها در تانزانیا آغاز کرد. او نه تحصیلات آکادمیک داشت و نه تجربۀ تخصصی. فقط عشق به طبیعت داشت. آن روحیه و آن حس‌وحال باعث شد به فهمی از طبیعت و شامپانزه‌ها برسد که در هیچ دانشگاه و آزمایشگاهی نبود. از همۀ این‌ها مهم‌تر، جین گودال اولین انسانی است که برای شناخت شامپانزه‌ها به میان آن‌ها رفت و سال‌های بسیاری با آن‌ها زندگی کرد. کشفیات او بسیار بکر و بدیع بود؛ برای نمونه، وی اولین کسی بود که کشف کرد شامپانزه‌ها ابزارسازی می‌کنند و گوشت می‌خورند.

در حال‌وهوای فلسفۀ پساتحلیلی

فلسفۀ آمریکایی را تا همین اواخر خیلی جدی نمی‌گرفتند، به‌حدی که آن را فرع بر فلسفۀ اروپایی به شمار می‌آوردند. نوع تحلیلی آن را ادامۀ تحلیلی بریتانیا و غیرتحلیلی‌اش را ذیل فلسفۀ قاره‌ای جای می‌دادند. با این تلقی، بُعد متمایز فلسفۀ آمریکایی به محاق می‌رفت، زیرا با آن نگاه، جایی برای بداعت آن نمی‌ماند. اما این طرز تلقی منصفانه نیست؛ به‌ویژه این‌که فیلسوفان آمریکایی، مثل دیویدسون و رورتی و پاتنم، آغازگر و بنیان‌گذار جریان فلسفی پساتحلیلی هستند که از دوگانۀ تحلیلی-قاره‌ای برمی‌گذرد و در پاره‌ای موارد میان آن دو پل می‌زند. این کتاب ما را با این فلسفه و بزرگانش آشنا می‌کند.
+ با کلیک روی تصویر متن کامل را بخوانید.

ایران امروز در چارچوب جغرافیای تاریخی‌اش

کتاب از شانزده فصل تشکیل شده است که در آن‌ها روابط ایران با دیگر کشورها واکاوی می‌شوند: عراق، عربستان سعودی، روسیۀ تزاری، روسیۀ اتحاد جماهیر شوروی، ترکیه، افغانستان و پاکستان. در مباحث ژئوپلیتیک یک کشور معمولاً به همسایگان می‌پردازند. اما نویسنده فراتر از این محدوده رفته و روابط ایران با غیرهمسایگانش را هم بررسی کرده است، روابطی که ناشی از ژئوپلیتیک خاص ایران هستند. از این‌رو، روابط ایران با هند، آسیای شرقی (چین و ژاپن)، لبنان، اسرائیل و ایالات متحدۀ آمریکا نیز بررسی شده‌اند. مسئلۀ خلیج فارس و نسبتش با ایران نیز بسیار مبسوط محل بحث قرار می‌گیرد.
+ روی تصویر کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.

روح فلسفۀ کانت چیست؟

گئورگ کانتور کانت را دشمن خونی می‌دانست و می‌گفت: «آن سوفسطایی ابله که اندکی ریاضیات می‌دانست.» اگر کانت نسبتی با ریاضیات مدرن نداشت، یک ریاضی‌دان با او درنمی‌افتاد. اما کانت چنان هیمنه‌ای دارد که حتی یک ریاضیدان هم باید تکلیفش را با او روشن کند. کانت در نقطه‌ای از مدرنیته ایستاده که از هر سو به آن بنگریم، با او مواجه می‌شویم. لذا می‌توان بر سردر مدرنیته این تابلو را نصب کرد: «آن‌کس که کانت نمی‌داند، وارد نشود.» از سوی دیگر، هر کس کانت را متفاوت بفهمد، دری ویژه در مدرنیته برای او باز خواهد شد. این کتاب کوچک چنین منفذی است.
+ روی تصویر کلیک کنید و متن کامل را بخوانید.

دو رمان در اطراف وطنی که نیست

این اواخر دو رمان خواندم که تصادفاً با حال‌وهوای این روزهای ما ارتباط‌های زیادی داشت، و به‌طور کلی، برای کسانی که درگیر مسئلۀ وطن، مهاجرت، زبان، پناهندگی یا فرار سیاسی هستند، رمان‌های جالبی هستند. دوست دارم مروری مختصر بر این دو رمان داشته باشم، و تا حد امکان ماجرای رمان‌ها را نیز لو ندهم. کتاب اول، آدم، گربه، مرگ، از نویسندۀ اهل ترکیه، زلفو لیوانلی (1946- ) است. رمان دوم، جهالت اثر میلان کوندرا (1929-2023) است، نویسندۀ اهل چک، که دنبال هنر و ادبیات بود، ولی ناگهان خودش را وسط سیاست یافت.

+ با کلیک روی تصویر متن کامل را بخوانید.

چگونه کتاب‌ها جذاب‌تر می‌شوند؟

حتی برای لذت بیشتر از کتاب هم نقادی لازم است. نقادی با همۀ طول و عرض و عمقش. باید به‌قصد کشت کتاب را نقادانه خواند؛ بعد ببینیم از آن چه به‌جا می‌ماند. کتاب خوب باید از زیر تیغ جراحی جان سالم به‌در ببرد. به‌علاوه، مغز یا هستۀ اصلی کتابِ خوب با نقادیِ سخت‌گیرانه بیرون می‌زند. تیغ نقادی زوائد و پوسته را می‌تراشد تا مغز را آشکار کند. به گمانم این سخن از نیچه است که زمانی به یکی از دوستانش گفت: «من کتاب نمی‌خوانم، من کتاب‌ها را می‌جَوَم؛ مثل گرگی که استخوان را می‌جَوَد تا مغز آن را بیرون بکشد.»

+ برای خواندن متن کامل یادداشت، روی تصویر کلیک کنید.

چرا کتاب‌ها خیلی جذابند؟

عموم انسان‌ها زندگی را فرآیند و فعالیتی می‌دانند که غایت مطلوب و نهایی‌اش «داشتن» است. از نظر آنان، فعالیت‌های زندگی باید معطوف به تملک و تصاحب و داشتن چیزهایی شود؛ تو بگو چیزهای خوب. بر این اساس، هرچه اشیاء و امکاناتی بیشتر داشته باشیم، زندگی پربارتری خواهیم داشت. در یک کلام، داشتن بیشتر، زندگی بهتر. اما زندگی می‌تواند شکلی دیگر هم داشته باشد. چراکه انسان موجودی نیست که صرفاً با داشتن اشیاء و امکانات به‌طور کامل ارضا شود. انسان موجودی است که، علاوه بر «میل به داشتن»، «میل به معنا» نیز دارد، زیرا انسان موجودی‌ست که از آگاهی برخوردار است.

آیا «جنگ‌وصلح» رمان دشواری است؟

دشواری خواندن «جنگ و صلح» یک غلط بسیار مشهور در خصوص این کتاب خیلی خوب است. علت اصلی این دشواری هولناک (!) را وجود شخصیت‌های فراوان این رمان بزرگ معرفی کرده‌اند. می‌گویند «جنگ و صلح» دست‌کم پانصد شخصیت دارد (ظاهراً تعداد دقیق آن‌ها را نمی‌توان حساب کرد) و چنین خیل کثیری از شخصیت‌ها خواندن رمان را بسیار دشوار می‌سازد. پیش رفتن در داستان با داشتن این‌همه شخصیت اصلاً کار راحتی نیست، زیرا خواننده نمی‌تواند این تعداد از شخصیت‌ها را در ذهن نگه دارد و به همین علت شیرازۀ مطلب و نخ تسبیح ماجرا از دستش در می‌رود. اما چنین چیزی اصلاً صحت ندارد.

+ برای خواندن متن کامل این یادداشت روی تصویر کلیک کنید.

چه خبر؟ | اخبار کتاب

امپراتوری عقل و اندیشه

معرفی ایران از دوران پیشاتاریخ و اساطیری تا انقلاب سال 1357 برای مخاطب عام از نگاه یک پژوهشگر غربی. نویسنده با نگاهی همدلانه، بلکه ستایشگرانه، هم فراز و فرودهای اجتماعی-سیاسی ایران را نشان می‌دهد و هم غنای فرهنگی‌اش را. او ایران را قلمروی پنهاور از اندیشه‌ها می‌داند. از نظر وی، تنوع بی‌بدیل فرهنگ ایران به‌حدی است که مؤلفه‌هایی متضاد در درون آن شکل داده که امروزه هم دیده و احساس می‌شوند. این مؤلفه‌ها انعطافی چشم‌گیر در همۀ زمینه‌ها به ایرانیان می‌دهند. برای فهم و حل مسائل پیچیدۀ ایران آگاهی از تاریخ طولانی‌اش بسیار روشنگر است. هر دو ترجمه خوب است.


روباهی که می‌خواست خارپشت باشد

روباهی که می‌خواست خارپشت باشد
مقالۀ بلند خارپشت و روباه در فهرست برترین جستارهای قرن بیستم جای دارد. موضوع این تحقیق درخشان فلسفۀ تاریخ تولستوی است. آیزایا برلین این دیدگاه فلسفی را با محوریت رمان جنگ و صلح به‌تفصیل صورت‌بندی، ریشه‌یابی، بررسی و نقادی می‌کند. او به‌شکلی عمیق اما روشن تضاد تراژیک میان اعتقاد و استعداد تولستوی را آشکار می‌کند، میان آن‌چه می‌خواست و آن‌چه می‌توانست. در نهایت، تحلیل خود را فراتر می‌برد و به تمام گسترۀ تفکر و زندگی بشری تسری می‌دهد. این جستار فصل دوم کتاب بسیار خوب متفکران روس است، اما به‌دلیل اهمیت و جذابیت جداگانه هم منتشر می‌شود. ترجمۀ نیکوی نجف دریابندری هم بی‌نیاز از تعریف است.


کدام اختراع؟ کدام قوم؟

پژوهشی خلاف جریان از سوی یک محقق یهودی-اسرائیلی که باورهای رایج در باب قوم یهود را ابطال می‌کند. نویسنده نشان می‌دهد که یهودیان جهان وجه مشترک قومی نداشته، بلکه مجموعه‌ای از اقوام پراکنده بوده‌اند و تنها مایۀ وحدت‌شان دینی است. او حتی از پژوهش‌های ژنتیکی برای نقد اسطورۀ وحدت قوم یهود بهره می‌برد. لذا تاریخ ادعائی قوم یهود کاملاً جعلی است، و برای خلق این تاریخ، اسطوره‌ها را به تاریخ عینی بدل کرده‌اند. شلومو زند حتی تبعید مشهور یهودیان را هم جعلی می‌داند. وی در پایان، پلی به سیاست فعلی رژیم صهیونیستی می‌زند و پیوند میان دین یهود و نژادگرایی صهیونیستی را می‌گسلد و دومی را می‌کوبد. هر دو ترجمه خوب است.



مشاهدۀ همۀ مطالب وب‌سایت

بایگانی مطالب ماهدبوک

زنده باد کتاب‌های زرد

درست است که شعارمان را «نه به کتاب خوب» قرار داده‌ایم، اما واقعاً با هیچ کتابی دشمنی نداریم. کتاب‌های خوب که سهل است؛ حتی کتاب‌های بد را هم به رسمیت می‌شناسیم؛ یعنی کتاب‌های زرد. مسلم است کتاب‌های زرد بسیاری وجود دارد که همیشه رتبۀ اول فروش را به خود اختصاص داده‌اند. همیشه این‌طور بوده و هست و خواهد بود. این وضعیت مختص به ایران نیست و در همۀ کشورهای دنیا اوضاع به همین صورت است. برای مثال این‌طور نیست که رمان‌های سرشار از «من» و «تو» «پس» و «پیش»شدۀ جناب بانو جوجو مویز وقتی وارد ایران می‌شوند در…


از اسطوره خوشم نمی‌آید، اما…

بله؛ خوشم نمی‌آید. اصلاً. در حد همان دو سه کتابی که تورق کردم، به این نتیجه رسیدم که اسطوره‌ها برای من چیز جالبی نیستند. به نظرم آنها هم مثل همۀ چیزهای دیگر دنیا خیلی اهمیتی ندارند. شأن والا و بالا و مرتفع ‌شان ناشی از اغراق است. بنابراین طبیعی است که برای آثار مربوط به اسطوره تره هم خرد نکنم؛ و نمی‌کنم. این کتاب اما خیلی فرق دارد. به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را معرفی کنم به کسانی که مثل خودم از اسطوره‌شناسی بدشان می‌آید، اما عاشق کتاب‌های خیلی خوب هستند. به احتمال زیاد از آن خوشتان خواهد آمد.…


تاریخ بی‌خردی

تاریخ بی‌خردی (از تروا تا ویتنام) باربارا تاکمن مترجم: حسن کامشاد انتشارت کارنامه اگر به تاریخ علاقه دارید، هر چه از باربارا تاکمن (1912-1989) به دست‌تان رسید، ببلعید؛ اگر هم به آن علاقه ندارید، کتاب‌های او را بخوانید تا عاشقش شوید. اگر خواستید فقط یکی از کتاب‌هایش را مطالعه کنید، تاریخ بی‌خردی گزینۀ بهتری است. دامنۀ مسائل این کتاب عام‌تر، متنوع‌تر و جالب‌تر است. همچنین نتایج بیشتری دارد و لذا می‌توان درس‌های فراوانی آموخت. گزارمان هم چشم! همین اول کار، هنوز…


از «والدن»

اکثر انسان‌ها تنها برای راحتی‌های پیش‌پاافتاده است که خواندن می‌آموزند، به همان صورتی که تنها برای نگاه‌داشتن حساب‌هایشان و فریب‌نخوردن در تجارت است که ریاضیات فرامی‌گیرند؛ ولی از خواندن به عنوان ممارستی ذهنی و شریف کمتر چیزی می‌دانند، یا هیچ آگاه نیستند. با این حال، در افقی عالی فقط این دومی است که خواندن شمرده می‌شود، نه آن چیزی که چونان یک تجمل ما را تخدیر کند و استعداد‌های شریف‌ترمان را به رنج خفتن مبتلا سازد، که خواندن ما را به ایستادن روی پنجه‌های پا…


پشت‌صحنۀ مدرنیتۀ سکولار چه خبر است؟

مدت‌ها بود آن را در قفسۀ کتابخانه‌ام رها کرده بودم و حسابی خاک خورده بود. پیش‌فرضم این بود که اثرِ دشواری را برای فهمِ مدرنیته انتخاب کرده‌ام. ولی در حقیقت مشغولِ هدر دادن وقتم بودم؛ زیرا همین‌که چند صفحۀ اول را خواندم، متوجه شدم تمام تصوراتم راجع به این کتاب اشتباه بوده است. به علاوه، در همین صفحات ابتداییِ کتاب چشم‌ام به دو واژه‌ای افتاد که به من اطمینان داد این کتاب همانی‌ست که می‌خواستم. چراکه همان مفاهیمی بودند که همیشه دوست داشتم شناخت بیشتری از آن‌ها داشته باشم؛ یعنی «گنوسیسم» و…