فلسفه در کلینیک مشاوره

در این کتاب با الگویی کلی و روشی عام برای مشاورۀ فلسفی آشنا می‌شویم. از نظر نویسنده، مشاورۀ فلسفی چهار مرحله دارد. این الگوی چهارمرحله‌ای هم معیارهای یک رویکرد مقبول برای مشاورۀ حرفه‌ای را دارد و هم شامل اهداف عملی این حرفه است. این‌ها باعث می‌شود که فلسفه، علاوه بر عقلانی بودن و فعالیت فکری، جنبۀ درمانی داشته باشد و یک شیوۀ زندگی را نیز به افراد پیشنهاد کند.

آیا هر چه از دوست رسد نیکوست؟

مفهوم دوستی آن‌چنان برای‌مان مأنوس و آشناست که از تأمل اساسی دربارۀ آن غافلیم. ما گمان می‌کنیم همه چیز در این رابطه واضح و روشن است؛ درحالی‌که همین مفاهیم ساده و دم‌دستی که تمام یا بخش زیادی از زندگی روزمرۀ ما را در بر گرفته‌اند، مهم‌ترین موضوعات برای تأمل‌های ژرف و تصمیم‌گیری‌های اساسی هستند. الکساندر نهاماس در کتاب «فلسفۀ دوستی» هم به سراغ نظریات فیلسوفان بزرگ می‌رود و هم فیلسوفانه در باب این مسئله می‌اندیشد. او نشان می‌دهد که رابطۀ دوستی باعث «خودآگاهی» معرفتی و «خودشکوفایی» عملی افراد است. با وجود این، به نقص و مشکل و دردسر و حتی رذائل اخلاقی دوستی نیز اشاره می‌کند.

ایران امروز در آینۀ دیروز

واضح است که برای مطالعۀ کتاب باید مکان مناسب را فراهم کرد. ولی زمان نیز به همان اندازه مؤثر است و مدخیلت دارد. منظورم از زمان فقط ساعت صبحگاهی یا لحظات شبانگاهی نیست. به نظرم زمانِ مهم‌تر دوره‌های زندگی فرد است یا سال‌های خاص یک جامعه. در این ایام که نعره و نالۀ همگان به آسمان رفته و همه از همه چیز و همه کس می‌نالند و شاکی‌اند، زمان مناسبی است برای بازدید از گذشته، خواندن تاریخ و مطالعۀ این کتاب. به‌علاوه، خواندن این کتاب را می‌توان بازدید از یکی از بناهای فرهنگی نامرئی ایران دانست. گشت‌وگذاری شگفت‌انگیز و مبهوت‌کننده از گذشته‌ای نه‌چندان دور؛ گذشته‌ای که از آن‌چه تصور می‌کنیم به اکنون ما نزدیک‌تر است.

آیا مدرنیته غربی است؟

برای این‌که آن همه هزینه را جبران کنم، تصمیم گرفتم بالاترین اهمیت و ارزش را برای آن قائل شوم. اصولاً وقتی کتابی را به قیمتی گزاف می‌خرم، برای این‌که معادل آن همه پول را به چنگ آورم، احساس می‌کنم همۀ مطالب آن باید درست باشد و به همین علت همۀ آن‌ها را درست فرض می‌کنم و با آغوش باز در درونم می‌پذیرم. وانگهی، هیجان اولیه پس از خرید یک کتاب جدید هم باعث شد آستین‌ها را بالا بزنم و از همان جملۀ اول شروع کنم به باور کردن: «اگر انسان می‌توانست رویدادهای جالب دوران باستان را با چشم خود ببیند، آیا تاریخ جهان را مطالعه می‌کرد؟»

چگونه بهتر بنویسیم (1)

من، خوشبختانه، دوستانی دارم که اهل قلم‌اند. به لطف آن‌ها و پررویی من، وقت و بی‌وقت گفت‌گوهای زیادی بر سر نوشتن و مخلفاتش داشته‌ایم. من سعی کردم مجموع نکات پراکنده‌ای را که آموخته‌ام در قالب چندین یادداشت قلمی کنم، طبیعتاً با حذف و اضافات و دخل و تصرفاتی. حاصل چیزی شده که در این یادداشت قسمت اولش را می‌خوانید.

هابرماس و مشروعیت سیاسی

بحران مشروعیت به این صورت شکل می‌گیرد که نیمی یا حتی بیش از نیمی از شهروندان عالماً عامداً در انتخابات شرکت نمی‌کنند. به‌علاوه، حتی آنها هم که رأی می‌دهند، نه مفهوم رأی خود را به‌درستی می‌فهمند و نه به تأثیر آن چندان اطمینان دارند. به عبارت دیگر، برای رأی خود شأن یا وزن زیادی قائل نیستند و آن را در تعیین نوع نمایندگان و دولت‌مردان سرنوشت‌ساز نمی‌بینند. با این شرایط، راه حل هابرماس برای مسئلۀ مشروعیت سیاسی چیست؟

هر کتابی به‌جز این

«هیچ دوستی به‌جز کوهستان» تا این لحظه به چاپ چهاردهم رسیده است. من هم – اعتراف می‌کنم – حسابی جوزده شدم و کتاب را خریدم به این امید که یک شاهکار ادبی را بخوانم. خریدم و خواندم و خوشم نیامد. به نظرم اصلاً کتاب خوبی نیست. جدا از نظر شخصی‌ام، این کتاب بسیار بسیار کمتر از چیزی است که تبلیغ می‌کنند. قصدم از نوشتن این یادداشت این است که افراد کمتری فریب شهرت این اثر ضعیف را بخورند. کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای هم که اصلاً نباید نزدیک این‌گونه آثار میان‌مایه شوند.

سوژۀ انسانی در شبکه‌های اجتماعی

فضای شبکه‌های اجتماعی منهدم‌کنندۀ آگاهیِ مطلوبِ سوژۀ دکارتی است. اساساً شبکه‌های اجتماعی اجازه نمی‌دهند که یک نظام معرفتی در آن‌ها ارائه شود یا حتی مجموعه‌ای از دانش در آن‌جا شکل بگیرد. آن‌چه می‌تواند ظهور کند فقط خرده‌اطلاعات و داده‌های پراکنده است. می‌توان این‌طور هم تعبیر کرد که نوعی مصرف‌گرایی سوبژکتیو به وجود آمده: «این را بخوان (ببین) و فوری دور بریز و برو سراغ مطلب متفاوت و بی‌ربط بعدی. غایتی در کار نیست و این روند را برای همیشه ادامه بده!» هیچ خبری از نظام یا انسجام در فهم و معرفت نیست.


مشاهدۀ همۀ مطالب وب‌سایت