مُد، سلیقه و تمایزاتِ هویت‌ساز

چرا بیشتر افراد تابع مُد هستند و از سبک‌های متفاوتی پیروی می‌کنند؟ عموماً می‌خواهیم این مسئله را با روانکاوی حل کنیم. اما نویسنده گریزی به مشاهیر ادبی جهان می‌زند و از گوته و فلوبر تا آراء جامعه‌شناسان و فیلسوفان را بررسی می‌کند و بحثِ تمایزاتِ هویت‌ساز را مطرح می‌کند؛ بحثی به‌غایت مهم که صورت دیگری از هویت اجتماعی را به ما می‌شناساند. او سلیقه و مُد را امر اجتماعی بی‌پشتوانه نمی‌بیند، بلکه آن را مجموعه‌ای از رویکردهای جدی گوناگون می‌داند. با مطالعۀ این اثر مُدگرایی را یک انحراف اجتماعی و اخلاقی نخواهیم دید، بلکه آن را موضوعی زیبا و مهم در جهت شناخت فردیت و جامعه تلقی خواهیم کرد.

کهن‌سالی خردمندانه چگونه است؟

سیسرو در ابتدای دهۀ ششم زندگی‌اش بود؛ تنها و خانه‌نشین در یک روستای بی‌نام‌ونشان. چندی پیش طلاق گرفته، و به‌تازگی دخترش از دنیا رفته بود. او را از منصب‌های حکومتی هم کنار زده بودند و دیگر کاری نداشت که خودش را به آن مشغول کند. برای تسلّای حالش، دست به قلم می‌برد و چند رساله در موضوعات مختلف می‌نویسد. یکی از این رسائل، "دربارۀ پیری" است. سیسرو می‌خواهد در این رساله بارِ پیری را سبک‌تر کند؛ نوشتن را گونه‌ای درمان برای این کار می‌داند. او گفتگویی خیالی میان سه نفر شکل می‌دهد که گویندۀ اصلی، شخصی است به نامِ کاتو. کاتوی پیر نمایندۀ اندیشۀ سیسرو است.

«قبلۀ عالم» بهتر از «جیران» است

آیا انباشتن اطلاعات فراوان از گذشته، به اسم تاریخ، واقعاً تأثیری چشم‌گیر بر زندگی و تصمیمات ما دارد؟ جیافر باراکلو گوشزد می‌کند که «بازگو کردن جریان رخدادها، حتی در سطح جهانی، به درک بهتر نیروهایی که دست‌اندرکار تقسیم جهان کنونی‌اند منتهی نمی‌شود، مگر آن‌که همزمان از تغییرات ساختاری این نیروها آگاه شویم. زیرا آن‌چه بیش از هر چیزی بدان نیاز داریم چارچوب و دستگاه مرجع جدید است.» منظور این است که اگر چارچوب فهم رخدادها عوض نشود و دستگاه مرجع تغییر نکند، بعید است که فهم ما بر اثر کثرت اطلاعات، بهتر و درست‌تر شود. در نتیجه، اگر کسی می‌خواهد از تاریخ طرفی ببندد، باید اصلاح چارچوب و دستگاه مرجع را در اولویت قرار دهد.

درسی بزرگ از کتابی کوچک

بوردیو ردیابِ دقیق اقتدارهای نهفته و نیز تحلیل‌گر کارکردهای آن است. او علاقۀ زیادی به جامعه‌شناسیِ جای‌-گاه‌های قدرت در قلمروهای متفاوت دارد، و می‌خواهد رفتارهایی را که برخاسته از قدرت مسلط در این جای‌-گاه‌ها هستند با دقتی علمی ببیند و پیامدهایش را واکاوی کند. به همین دلیل، کسانی که به نظم حاکم وابسته باشند، جامعه‌شناسیِ وی را نمی‌پسندند؛ چون ابزار بوردیویی هر جا که می‌رود به آشکارسازی سلطه‌های پنهان دست می‌زند؛ در هر موضعی از اجتماع که قرار بگیرد، نابرابری‌های پنهان‌شده در پسِ برابری‌های ظاهری را آشکار می‌کند، و توجه همه را به سرمایه‌ها و قلمروهای اجتماعی حافظ آن‌ها جلب می‌کند، و نتیجه می‌گیرد هیچ قدرتی بدون سرمایه‌گذاری دیگران قادر به نگهداری از خودش نیست.

پرسه‌های سرنوشت‌ساز

خانم آنگی پِگ زنی خانه‌دار در شهر کوچک اِسِکس انگلستان بود. روزی به یک کتاب‌فروشی رفت و به طور تصادفی کتابی فلسفی برداشت. نگاهی انداخت؛ خوشش آمد و آن را خرید. همین‌که شروع کرد مجذوب و مسحور آن کتاب شد و شبِ همان روز تا صبح مشغول خواندنش بود. کتاب به او نشان داد که چرا رابطه‌اش با زندگی قطع شده و حالا چگونه می‌تواند دوباره به زندگی برگردد. کتاب آن‌قدر مؤثر بود که صبح نشده آنگی تصمیمش را گرفت. کارهای سخیف و تکراری و بی‌‌معنا را کنار گذاشت. به دانشگاه رفت و در رشتۀ فلسفه ثبت‌نام کرد.

چگونه بفهمیم و نقد کنیم؟

ارتقای سطح تفکر شخص در گرو ارتقای دو چیز است: فهم و نقد. این‌ها دو روی یک سکه یا دو خط موازیِ متصل به یکدیگرند که شانه‌به‌شانۀ هم پیش می‌روند. اگر کسی بخواهد سیر عمودی داشته باشد، باید از این نردبان بالا برود. البته همۀ اهالی عرصۀ اندیشه به یک معنا اهل فهم و نقد هستند. ولی روشن است که غالباً یا درجا می‌زنند یا، از آن بهتر، به قهقرا می‌روند. چرا؟ چون فهم و نقدشان واقعی، جدی و مفید نیست. آنان مطالبِ موافق را می‌فهمند و نظریاتِ مخالف را نقد می‌کنند. چه شاهکاری! ولی این‌ها آن فهم و نقدی نیستند که شخص را ارتقاء می‌دهند.

چگونه بهتر بنویسیم؟ – قسمت چهارم

در یادداشت اول، راه و چاه بهتر شدن نوشته را به لحاظ مواد صوری گفتیم. در یادداشت دوم، با محوریت جمله و تمرین جمله‌سازی می‌خواستیم قلم‌مان را قوت ببخشیم. در یادداشت سوم، از سعدی آموختیم، به‌جا، درست و به‌اندازه گفتن و نوشتن را. در ضمن، بیان کردیم که چه چیزهایی از قدما به کار بهبود نوشتار و گفتارمان می‌آید. اینک در این یادداشت با تمرکز بر معاصرین می‌خواهیم نشان دهیم که اینان چه خوب از پیشینه‌ها آموخته‌اند و چه درست این میراث را به نحو صحیح به ما رسانده‌اند. طبیعتاً باید از اینان هم میراث‌داری را بیاموزیم و هم بکوشیم میراث‌بران از واسطه‌هایی چون ما چیزکی گیرشان بیاید.

من می‌روم به‌سراغ سخن عاشق

من می‌خواهم با تو پرحرفی کنم. نمی‌بینی برایت نقل‌قولی طولانی فرستادم؟ من از درون مقهور این اندیشه و احساس بودم که اگر پرچانگی کنم، احتمال حرف‌زدن‌ات و بیشتر حرف‌زدن‌ات بیشتر می‌شود. اما جرأت ندارم درخواستم را مستقیماً بگویم؛ حرف‌های دیگران را بهانه می‌کنم. چرا دربارۀ من کنکاش نمی‌کنی؟ اندکی مثل من نشانه‌خوانی کن! می‌خواهم با آن جمله این مطلب را برسانم که تو مرا داری؛ به من بسنده کن؛ دیگر چه می‌خواهی؟ (بله، من همین‌قدر ابله‌ام.) ولی می‌دانم؛ من لابه‌لای خرده‌ریزه‌های ذهنت گم‌ام. در بیرون هم مرا کنار خرده‌چیزهای خیابانی می‌بینی. با پاسخ‌هایت به من تیپا می‌زنی، و من تحقیرشده می‌روم به سراغ سخن عاشق.

چه خبر؟ | اخبار کتاب

باز هم انسان تک‌ساحتی

کتاب مقدس جوانان انقلابی دهۀ شصت میلادی و نقدی رادیکال بر همۀ ابعاد جوامع صنعتی پیشرفته: تکنولوژی، سرمایه‌داری، رسانه و تبلیغات، مصرف‌گرایی، پوزیتیویسم و حتی فلسفۀ تحلیلی. از نظر مارکوزه این امور انسان را از پرداختن به مهم‌ترین ابعاد وجودی‌اش باز داشته و او را به موجودی تک‌بعدی تبدیل کرده‌اند. این کتاب با شهرتی جهانی و خیره‌کننده در همان سال‌ها به فارسی ترجمه شد. ولی ترجمۀ آقای مؤیدی اولاً از ترجمۀ فرانسوی اثر صورت گرفته و ثانیاً امروزه کمی قدیمی شده است. ترجمۀ جدید (از روی ویرایش جدید متن اصلی) این مشکلات را ندارد. به‌علاوه اصطلاحات و عبارت‌ها به‌روز شده‌اند و متن خوش‌خوان‌تر است.


نقدهایی مخالف جریان

27 جستار کوتاه و بلند در زمینه‌های مختلف: ادبیات، هنر، کتاب، سینما، تئاتر، دین، روانکاوی، جامعه، چند نویسنده و... . ترجمۀ انتشارات بیدگل روان‌تر و پیراسته‌تر است، ولی هر دو ترجمه خوب، درست و قابل‌قبول هستند. علاقمندان جدی که دیر یا زود این گنجینه را کشف خواهند کرد، هر کدام را بخوانند، به مطلوب می‌رسند. ارزش کتاب در این است که نمونه‌ای عالی از جستارنویسی متأملانه، نقادانه، محققانه و در عین‌حال جذاب به شمار می‌آید. این اثرِ اینک کلاسیک نشان می‌دهد که چگونه یک منتقد غیرمتخصص هم می‌تواند بینشی ژرف و نظریاتی دقیق داشته باشد. چراکه این نقدهای جسورانه حتی خود نقد متعارف را هم نقد می‌کنند.


فلسفۀ روشنگری یا روشن‌اندیشی

ارنست کاسیرر این کتاب دقیق و دلکش دربارۀ ابعاد مختلف فلسفۀ قرن هجدهم را دقیقاً نود سال پیش منتشر کرد. با وجود این، هنور هم مثل یک گوهر تازه و تابناک می‌درخشد. بی‌جهت نیست که دو مترجمِ قدَر آن را قاپیده‌اند. ترجمۀ آقای دریابندری خوب و خوشخوان است، اما در پاره‌ای موارد بر اساس صلاحدید خود عمل کرده. همین سلیقۀ شخصی باعث شده ظرایف فلسفی برخی عبارت‌ها از دست برود. اگر کسی حساسیت زیادی به متن اصلی دارد، بهتر است ترجمۀ دکتر موقن را بخواند. این ترجمه هم دقیق‌تر است و هم توضیحاتی روشنگر دارد. البته مقدمۀ عالمانۀ آقای دریابندری هم خواندنی است.



مشاهدۀ همۀ مطالب وب‌سایت