یک زن آزادی‌بخش

"الیزابت فینچ" دربارۀ الیزابت فینچ است؛ زنی تحصیلکرده و فرهیخته، تنها و رواقی‌مشرب، نویسنده و مدرس دانشگاه، و متخصص تاریخ و فرهنگ. در سیر داستان به‌طور کامل با او آشنا نمی‌شویم. او تا انتها در سایه‌روشن می‌ماند. هیچ‌گاه به‌طور کامل در روشنایی قرار نمی‌گیرد تا او را واضح ببینیم و کامل بشناسیم. حتی برای شخصیت‌های داستان، اعم از دوستان و اقوام، هم مکشوف نمی‌شود. البته در سیر داستان قدم‌به‌قدم با او بیشتر آشنا می‌شویم، اما هر چقدر بیشتر می‌شناسیمش، وجوه ناشناخته‌اش نیز بیشتر می‌شوند. عجیب است؟ نه، اصلاً. مگر در واقعیت همین‌طور نیست؟

هزارتوی ما جهان‌سومی‌ها

اکتاویو پاز برای یک فرصت مطالعاتی به آمریکا رفت و از آن منظر به کشورش اندیشید. حاصل تأملاتش کتابی شد که در ردیف مشهورترین آثار قرن بیستم قرار گرفت. هزارتوی تنهایی مجموعه‌ای است از نُه جستار جذاب که معطوف به مکزیک‌اند. پاز در این جستارها فرهنگ، تمدن، هنر، ادبیات، زبان، ایدئولوژی، سیاست و زندگی مکزیک را می‌کاود. به عبارت دیگر، او می‌خواهد چهرۀ مکزیک را ترسیم کند و برای این منظور باید آن را به‌طور جامع نقش بزند تا پاسخ این پرسش‌ها معلوم شود: مکزیکی کیست؟ چگونه می‌اندیشد؟ سبک زندگی‌اش چیست؟ جایگاهش در جهان کنونی کجاست؟

آیا این کتاب نویدبخش است؟

من نسبت به کتاب‌هایی که دربارۀ وضع کلی بشریت خوشبین‌اند، بدبین‌ام. و با همین نگاه خصمانه به سراغ کتاب برخمان رفتم. می‌خواستم دیدگاهش را نقد، بل رد کنم. حتی عنوان نقدم را هم انتخاب کرده بودم: « آیا برخمان درست می‌گوید؟» پیشاپیش پاسخ منفی را بر میز کوبیده بودم. می‌خواستم کتاب را بخوانم تا شواهدِ مؤید نقد و نظر خودم را جمع کنم. خلاصه این‌که می‌خواستم بند از بندش باز کنم. اما... ولی بندبندش پیش‌داوری، پیش‌فرض‌ها و حتی نگاهم را تغییر دادند. و من – اعتراف می‌کنم – زود تسلیم شدم. تصورات من غلط از آب درآمد. حق با او بود. برخمان درست می‌گوید.

[ برای خواندن متن کامل، روی تصویر کلیلک کنید. ]

آیا این است انسان؟

مثل روز روشن بود که کتابی فوق‌العاده خوب است. برای همین حتی پس از خرید هم کلی براندازش می‌کنم. آه که چقدر خوب نوشته شده! بَه که چقدر خوب ترجمه و ویرایش شده! وَه که چقدر خوب چاپ شده! «بنازیم دستی که انگور چید / مریزاد پایی که در هم فشرد.» این اثر پریمو لِوی مشهورتر از آن است که نیازی به معرفی داشته باشد. اهل بخیه با آن آشنا هستند، زیرا در بسیاری از کتاب‌ها به آن ارجاع می‌دهند یا آن را شاهد می‌گیرند. اگر این نیز انسان است کتابی‌ست که آوازه‌اش از نویسنده‌اش فراتر می‌رود.

کیمیایی برای عشق

چیزی گستاخ در درونم خواست به او بپرد و بپرسد شما چیستی که دریا و ساحل و آب و آفتابت اوست؟ دقیقاً چیستی؟ کرۀ زمین؟ که جلویش را گرفتم و گوشزد کردم که به تو ربطی ندارد، دخالت نکن. و در عوض، دستم را روی مشت چپش گذاشتم و گفتم «خوب بود. شعر قشنگی بود.»
خواهش می‌کنم ملامتم نکنید. علاوه بر یک کاسه قارچ سوخاری لذیذ، یک پیتزا سبزیجات به مساحت یک نان تافتون همراه با نوشابۀ رژیمی خانواده مهمانش بودم و وظیفۀ اخلاقی‌ام ایجاب می‌کرد که دودستی چاپلوسی‌اش را بکنم. من هم کوتاهی نکردم. دست دومم را نیز روی مشتش گذاشتم تا بیشتر دلگرمش سازم.

[ برای خواندن متن کامل این یادداشت بر روی تصویر کلیک کنید. ]

یلدای دردناک یا مرگ کتابی که دوستش داشتم

بالش و ملافه و پتو را به خشکشویی دادم، اما کتاب‌ها چه؟ بیشتر کتاب‌ها مثل دانه‌های پفک باد کرده بودند. علیل و ذلیل شده بودند. با چه مکافاتی خشک‌شان کردم! با پارچه آب‌شان را گرفتم و با دستمال کاغذی تمیزشان کردم. در آفتاب نگه‌شان داشتم تا درست شوند. نتیجۀ پانسمان و پرستاری هم حداکثر این شد که کتاب‌های نازنینم کج‌وکوله از آب درآمدند. بعد هر کدام را دوماه زیر پنجاه کتاب گذاشتم تا صاف شوند، اما نشد که نشد. برای همیشه معلول شدند. بعدها رفتم و المثنای آن‌ها را تهیه کردم. اما این حادثه تلفات جانی هم داشت. یکی از کتاب‌هایم مُرد. بله؛ مُرد.

[ برای خواندن متن کامل این یادداشت روی تصویر کلیک کنید. ]

زنده باد کتاب‌های ضدکلاه‌برداری!

آن لحظه به یاد کتاب‌های خوبی افتادم که در زمینۀ روان‌شناسی خوانده بودم. به اندازۀ یکی‌دو جلسه برای خریدن آن‌ها پول داده بودم و با خواند‌ن‌شان در برابر چنین کلاهبرداری عظیمی واکسینه شده بودم. همان‌جا یک‌باره نکته‌ای مهم برایم روشن شد: کسی که چیزی از روان‌شناسی نداند، نمی‌تواند از بازار مکارۀ مشاوران استفاده کند. کسی که می‌خواهد به سراغ آن‌ها برود، باید خوب از روان‌شناسی سر دربیاورد. در غیر این صورت، همۀ هزینه‌های مالی و زمانی او به باد می‌رود، و چه‌بسا زندگی‌اش به فنا. بیشتر کارشناسان ادعائی حوزۀ روان‌شناسی و نیز سایر حوزه‌ها، همچون اقتصاد و جامعه و فلسفه و همه‌چیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، سرمان شیره می‌مالند.

[ با کلیک روی تصویر، متن کامل این یادداشت را بخوانید. ]

تب داغ کتاب‌های فلسفۀ زندگی

پیتر برگر نکته‌ای گفته که می‌خواهم بر اساس آن دربارۀ انفجار بازار کتاب‌های فلسفۀ زندگی سخن بگویم. او می‌گوید که اگر کسی اصول اخلاقی مقبول و متعارفی را نپذیرد، هیچ انتهایی برای صورت‌های متنوعِ زیستنش نیست. و این هولناک است. آدمی بدون داشتن قطعیت‌ها و مبانی اخلاقی، به هیچ تعالی و موفقیتی نمی‌رسد. زندگیِ چنین کسی صرفاً می‌شود تجربه‌هایی بی مایه و پایه. همچنین، تمام این صور متنوع زیست که مدام متنوع‌تر هم می‌شوند نه تن به ارزش‌داوری خواهند‌ داد و نه داوری‌پذیرند. به‌علاوه، قطعاً سود و منفعت این شیوه‌های مدام نوپدید، دندان‌گیر نیست، و الّا مدام چیز جدیدی رخ نمی‌نمود.

[ با کلیک بر روی تصویر، متن کامل یادداشت را بخوانید. ]

چه خبر؟ | اخبار کتاب

غم و اندوه و ناکامی

جمعۀ پاییزیِ 19 نوامبر 1971، زنی 51 ساله و به‌ستوه‌آمده از سردردهای درمان‌نشدنی با قرص خودکشی کرد. مادر پتر هاندکه بود. دو ماه از این ماجرا نگذشته، هاندکۀ اندوهگین و زخمی و صاحب‌سبک در دو ماه زمستانی این کتاب بدیع جستارگونه-زندگی‌نامه‌ای را نگاشت که با پدربزرگ مادری‌اش آغاز و با مرگ مادرش به پایان می‌رسد. لابه‌لای ماجراها، از وضعیت جامعه و سبک زندگی سخت کشورش می‌گوید. او این تجربه‌های وجودی تلخ و جانکاه را با چنان نبوغی زبانی‌ای می‌کاود که این اثر کوتاه و عمیق را باید بارها و متأملانه مطالعه کرد. ترجمۀ آقای غیاثی بهتر و درست‌تر است.


کدام میان‌سالی؟

علاوه بر میان‌سالان، این کتاب خوش‌خوان برای جوانان و حتی کسانی که میان‌سالی را رد کرده‌اند نیز مفید است. نویسنده در پرتو دلهرۀ میان‌سالی، به این مسائل می‌پردازد: گذشته و آینده، جوانی، شغل، پوچی، پیری، مرگ، ترس‌ها و آرزوها، شکست‌ها و موفقیت‌ها، حسرت زندگی‌های انتخاب‌نشده و فرصت‌های ازدست‌رفته. او برای مواجهه با این چالش‌ها، هم از فلسفۀ غرب بهره برده و هم از حکمت شرق. تأملات و تجربه‌های شخصی خود را هم روی دایره ریخته. نگاه ستیا آمیخته به امید و خوش‌بینی است؛ زیرا می‌گوید افراد میان‌سال فرصت‌های بسیاری پیشِ رو دارند، نیز زمان زیادی. ترجمۀ نشر گمان درست‌تر و روان‌تر است.


کدام تأملات؟

جزو آثار اولیه و دوران جوانی نیچه که سالم و سرحال و مثبت و پرانرژی بود. برخلاف آثار بعدی و مشهورش، مجموعه‌ای از گزین‌گویه‌ها نیست، بلکه چهار مقالۀ مفصل و متأملانه و آموزنده است با این عناوین: «دیوید اشتراوس، معترف و مؤلف»، «در باب مزایا و مضار تاریخ برای زندگی»، «شوپنهاور همچون آموزگار» و «ریشارد واگنر در بایرویت». موضوعات مورد بررسی عبارتند از: احیای فرهنگی، رشد فردی، اهمیت زندگی، ارزش هنر، اخلاق اصالت، سرشت فلسفه، نقد علم و... . ریشه‌ها و مبانی اندیشه‌های نیچه با وضوح و تفصیل در این اثر بیان شده‌اند. هر دو ترجمه خوب‌اند و هر دو ترجمه مقدمه‌های خوبی دارند.



مشاهدۀ همۀ مطالب وب‌سایت