خدا نمرده است

قرن بیستم نشان داد که با زوال دین مواجه نیستیم، بلکه دوره‌ای از خیزش‌های قوی دینی آغاز شده که در سراسر جهان سر برآورده‌اند. این داده‌های تجربی جایی برای نظریۀ «مرگ خدا» باقی نمی‌گذارند. در نتیجه، واجب است که پارادایمی دیگر جایگزین شود که با این وضعیت عینی سازگار باشد تا بتوان برای تبیین امور از آن استفاده کرد. پیتر برگر، علاوه بر نقد نظریۀ سکولاریزاسیون، تلاش می‌کند گزینه‌ای دیگر جایگزین آن سازد. پیشنهاد او کثرت‌گرایی است. طبق این نظریه، مدرنیته به‌احتمال زیاد به کثرت‌گرایی منجر می‌شود که در آن هم سکولاریسم هست و هم ادیان. مدرنیته قبله‌گاه‌های زیادی دارد.

+ برای خواندن متن کامل، روی تصویر کلیک کنید.


متافیزیکِ اگزیستانسیالیستی

لِشِک کولاکوفسکی (1927-2009)، فیلسوف بلندآوازۀ لهستانی، را با کتاب سترگش جریان‌های اصلی در مارکسیسم می‌شناسند. این اثر را بهترین و مفصل‌ترین کتاب در خصوص جنبش مارکسیسم دانسته‌اند. دربارۀ ویژگی‌های این منبعِ مبسوط می‌توان بسیار سخن گفت، اما به‌طور خلاصه هم از جهت کمیت و هم از جهت کیفیت با فاصلۀ زیاد از رقبا پیش است. طبیعی است که چنین اثری باعث شود از کولاکوفسکی بپرسند که آیا همین کتاب حجیم را بزرگ‌ترین اثر اصلی خود به شمار می‌آورد یا نه. پاسخ کولاکوفسکی، در کمال ناباوری، منفی بود. در عوض، تصریح کرد که کتاب کوچک خوف مابعدالطبیعی را شایستۀ چنین عنوانی می‌داند.

+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید.


تسلیم و طغیان انسان

کتاب را زود تمام کردم؛ نه به این دلیل که حجمش کم بود، بلکه چون مرا بلعید. کتاب را زود تمام کردم و نالیدم که آخر چرا فقط 176 صفحه؟! مگر دربارۀ مصائب، جهل، رؤیاهای احمقانه و آرزوهای موهوم بشریت نمی‌شود 176 هزار صفحه نوشت؟! بیشتر از این‌ها نیز می‌توان نگاشت. ولی چیزی نداشتم که بخوانم و متأثر شوم. چاره‌ای نداشتم جز این‌که بعد از یک روز وقفه دوباره بخوانمش؛ این بار آهسته‌تر، دقیق‌تر. قطره‌قطره نوشیدمش و کلمه‌به‌کلمه جلو رفتم. انگشتم را روی واژه‌ها می‌گذاشتم تا حتی یک حرف هم از زیر دستم در نرود.


کلّی به‌طور کلّی

مسئلۀ کلی‌ها بسیار انتزاعی است، اما اگر معنای آن روشن شود، به همان اندازه جالب خواهد بود؛ زیرا این مسئله تمام دامنۀ ذهن و زبان را پوشش می‌دهد. اما اگر هم به‌خودی‌خود جالب نباشد، دو دلیل برای پرداختن به آن هست: 1) «تحقیق در تقریباً هر مسئلۀ فلسفی، هرگاه به اندازۀ کافی پیش برده شود، ما را با یکی از جنبه‌های مسئلۀ کلی‌ها روبه‌رو می‌کند. بنابراین باید به‌عنوان وسیله‌ای برای پرداختن به سایر مسائل فلسفه به آن بپردازیم»؛ 2) مسئلۀ کلی‌ها به‌عنوان یک واقعیت تاریخی، در نظر فلاسفه معانی مهمی داشته که کمتر کسی می‌تواند نسبت آن‌ها بی‌توجه باشد.

+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید.


اینک نیچه

کتاب که زیادی خوب باشد، آن‌گاه دغدغۀ خواننده این می‌شود که نکند به اندازۀ کافی حجیم نباشد! ولی کدام کتاب خیلی خوبی هست که کم نباشد، حتی اگر هزار صفحه باشد؟! تنها راه جبران این کمبود آهسته‌خوانی و دوباره‌خوانی است، به‌اضافۀ سرک‌کشیدن‌های موردی و نوک‌زدن‌های دزدکی. ذره‌ذره ضربه می‌زنیم، گویی که می‌خواهیم همۀ ذرات کتاب را بر تمام نقاط بدن‌مان تتو کنیم. واقعاً هم اثرش نازدودنی است. اصلاً بخشی از خود ما می‌شود. به همین دلیل، برای این کتابِ هشتصدصفحه‌ای سهمیۀ دوماهه در نظر گرفتم؛ روزی ده‌دوازده صفحه. اما هر بار شروع می‌کردم تا پنجاه صفحه می‌لغزیدم. خودبه‌خود ناپرهیزی می‌کردم. دوهفته‌ای تمام شد.

+ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب بر روی تصویر کلیک کنید.


حیات ذهنی زیمل

از نظر زیمل هر جا پای سه نفر – من و تو (ما) و او (دیگری) – در میان باشد، جامعه‌ای شکل می‌گیرد. همین‌که رابطه از چارچوب من-تو خارج شود و پای شخص سوم، «دیگری»، به میان آید، آن‌جا با جامعه مواجهیم. طبیعی‌ست که در این وضعیت، کنش‌های متقابلی میان آن‌ها شکل بگیرد. این کنش‌ها، فارغ از محتوای‌شان، فرم یا صورتی دارند. بررسی فرم این کنش‌های متقابل کارویژۀ جامعه‌شناسی است. چنین مبنایی باعث می‌شود که دامنۀ جامعه‌شناسی بسیار گسترده شود و موضوعات مورد بررسی آن بسیار متنوع. بر همین اساس است که زیمل می‌تواند، برای مثال، به‌تفصیل دربارۀ پول و لاسیدن و رشوه‌خواری بحث کند.

+ برای خواندن متن کامل معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید.


داستان یک شهر

بعضی از افراد در نگاه اول آن‌قدر زیبا هستند که آدم باورش نمی‌شود انسان خوبی نباشند. به همین قیاس، بعضی کتاب‌ها در همان ابتدا آن‌قدر خوب هستند که نمی‌توان تصور کرد شاهکار نباشند. این کتاب چنین است. نویسنده با دانشی گسترده و تسلطی شگفت و ادبیاتی عالی هم به امور کلی و اساسی شهر می‌پردازد و هم به جزئیات و زندگی روزمرۀ مردمان. هم جنگل را نشان‌مان می‌دهد و هم درختان را. این رویه هم در سراسر کتاب جاری است و هم در تک‌تک فصل‌ها. بدین ترتیب با درهم بافتن این تاروپود، صحنه‌ای زیبا و گسترده و به‌یادماندنی نقش می‌زند.


نجاتِ ادبیاتِ نجات‌دهنده

حرف تودوروف این است که ادبیات در مخاطره است. ولی این خطر از ناحیۀ مردم کم‌سواد نیست، بلکه از جانب متخصصان ادبیات است. این کارشناسان، ادبیات را به‌مثابۀ ادبیات نمی‌بینند، بلکه آن را تحویل می‌کنند به چیزی که دیگر از جنس ادبیات نیست. فروکاست‌گرایی در ادبیات از بدترین نوع است؛ زیرا آثار ادبی تنوع و تکثر بی‌شماری دارند. لذا فروکاست ادبیات از بین بردن یک چیز نیست، بلکه از بین بردن چیزهای بسیاری است که جهانی از معنا و لذت را به ارمغان می‌آورند. از این رو، با عملکرد مخرب استادان، دیگر خبری از کارکرد اصلی ادبیات نیست؛ نه معنایی و نه لذتی.


حدیث عقل در ایام پادشاهی عشق

کتاب انباشته از نکات ریز و دقیق است که منحصر به عشق نیستند. پای خیلی از مسائل به میان می‌آید، برای نمونه، تنهایی: «تنها بودن به این معناست که احساس کنیم شکافی رنج‌آور هست میان کیفیت حیات باطنی خودمان و آن‌چه تجربۀ دیگران به نظر می‌رسد. بدین قرار، نمونۀ عالی تنهایی در غیاب دیگران نیست، بلکه در حضور دیگرانی است که طرز فکر و احساس ما در نظر آن‌ها غریب می‌نماید. بارِ تنها بودن در حضور کسانی احساس می‌شود که، وقتی با دودلی و احتیاطاً لذت‌ها، امیدها، یا هراس‌های خاص خودتان را افشا می‌کنید، هیچ نمی‌دانند که از چه حرف می‌زنید.»

[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]


زندگی خوب و نرم‌افزارهایش

بدون یک فلسفۀ خوب، ما فقط پاسخ‌هایی سطحی و سخیف برای مسائل زندگی پیش‌فرض می‌گیریم. مثلاً، ملاک و معیار زندگیِ خوب داشتن امکانات بهتر و مصرف کردن بیشتر است؛ زندگیِ خوب زندگیِ مرفّه و تجملی است. اما مگر زندگی جنبۀ نرم‌افزاری ندارد؟ اگر دارد، آیا نباید به همان میزان که به سخت‌افزار‌های زندگی بها می‌دهیم، به نرم‌افزار زندگی نیز اهتمام داشته باشیم؟ اگر بخواهیم این استعارۀ نرم‌افزار را ادامه دهیم، باید بگوئیم که در عمل به چند اپلیکیشن نیاز داریم که روی ذهن‌مان نصب کنیم. چند اپلیکیشن؟ اریک وینر می‌گوید چهارده‌تا. هر کدام را از یکی از فرزانگان برجستۀ تاریخ می‌گیریم.

[ برای خواندن متن کامل این معرفی کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]