مدیران و چالش‌های تصمیم‌گیری

شاید بیش‌اطمینانی مادر همۀ سوگیری‌ها باشد. ما این معنا را از دو جهت بیان می‌کنیم. نخست این‌که، اثرات بیش‌اطمینانی بخشی از بیشتر سوگیری‌های قدرتمند، ماندگار و زیان‌بار است. بیش‌اطمینانی نه‌تنها امری شاخص، بلکه تقریباً پدیده‌ای جهانی است. این سوگیری پایدارترین یافتۀ روان‌شناسی تصمیم‌گیری است. دوم این‌که، بیش‌اطمینانی دیگر سوگیری‌ها را نیز زمینه‌سازی می‌کند. اگر ما همگی به اندازۀ کافی در مورد کیفیت قضاوت‌هایمان فروتن و متواضع بودیم، با سهولت بیشتری می‌توانستیم دیدگاه‌های خود را بازبینی و خطاهایمان را اصلاح کنیم. اما با وجود شواهد متعدد دالّ بر خطاهایمان، همچنان بر این باوریم که دیدگاه‌ها و قضاوت‌هایمان صحیح است. بیش‌اطمینانی به سه شکل اساسی مورد مطالعه قرار گرفته است: به شکل بیش‌واضح‌بینی، تخمین بیش از اندازۀ واقع، خودممتاز بینی.

متن کامل این بریده از کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید.


جنگ و صلح

ناگهان میان سوارها ولوله افتاد که: «امپراتور، امپراتور!»
همه شتابان به جنب‌وجوش افتادند و رستف روی گرداند و پشت سر خود در جاده چند سوار دید که پرهای سفید به کلاه داشتند و نزدیک می‌شدند. دقیقه‌ای طول نکشید که همه به‌خط شدند و منتظر ماندند.
رستف به خاطر نداشت و حس نکرده بود که چطور به سر جای خود شتابیده و بر زین قرار گرفته بود. افسوسش از شرکت نکردن در نبرد و ملال عاطل ماندنش میان چهره‌های زیاده آشنای اطرافیان به لحظه‌ای برطرف شده و هرگونه اندیشه‌ای دربارۀ خودش به چشم برهم زدنی ناپدید گشته بود. سراپا محو لذت حاصل از نزدیک شدن امپراتور بود. احساس می‌کرد که تنها همین نزدیکی پاداشی است که تلخ‌کامی ناشی از ضایع شدن آن روزش را جبران می‌کند. ...

🔸 ادامۀ بریدۀ کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.


خیال‌پردازی‌های رهروِ تنها

اگر آدمی دلش را بکاود، علت اعمال ناخواسته‌اش را در آن می‌جوید. دیروز که از بلوار می‌گذشتم تا برای جمع‌آوری گیاهان به کرانۀ رود بروم، مسیر همیشگی را تغییر دادم. در واقع، این پیاده‌روی اهمیتی نداشت، اما وقتی متوجه شدم که بارها ناخواسته راهم را بدین سو کج کرده‌ام، علتش را در خود جستجو کردم و چیزی مهم را دربارۀ اخلاق و سرشت انسان فهمیدم.


اخلاق دین‌شناسی

فرض کنید در اثر رشد جمعیت در کرۀ زمین گروهی از انسان‌ها مجبور شوند به کرۀ دیگری، مانند مریخ، مهاجرت کرده و در آن‌جا زندگی کنند. به‌روشنی می‌توان ادعا کرد که قرائت زمینی از دین، که همان «دینِ تطبیق‌شده» بر شرایط کرۀ زمین است، صد درصد در آن‌جا قابل اجرا و پیروی نخواهد بود. در این صورت، دین‌شناسان و شریعت‌شناسان ناگزیرند قرائت تازه‌ای از دین عرضه کنند که برای ساکنان مریخ قابل التزام و پیروی باشد. اما نکته این است که تفاوت دنیای قدیمی که مسلمانان نخستین در آن می‌زیستند با دنیای جدیدی که ما اینک در آن ساکنیم بسیار عمیق‌تر از این است.

🔸 متن کامل این بریدۀ کتاب را با کلیک بر روی تصویر بخوانید.


سیاست

«سیاست» در اصل یک اصطلاح خاص با یک معنای خاص بود. ولی امروزه معنایش بسیار گسترده‌تر شده است. نقش و کارکرد سیاست مدرن نیز چیزی دیگر از آب درآمده است. علت این امر چیست؟ کنت میناگ در کتاب بسیار خوبش، «سیاست»، چند علت را برمی‌شمرد. دو مورد را در این‌جا نقل می‌کنیم.


زندگی روزمره در اسپانیای دورۀ تفتیش عقاید

استحمامِ منظم و مرتب، عملی غیرمسیحی بود و نشان می‌داد کسی که به آن اقدام می‌کند یا مسلمان است یا یهودی، که برای فرد مظنون خطرآفرین بود. در 1576، فلیپۀ دوم همۀ گرمابه‌های عمومی را تعطیل کرد. این گرمابه‌ها حتی در شهرهای بسیار کوچک نیز فعال بودند و مسلمانانی که به‌اجبار مسیحی شده بودند از آن استفاده می‌کردند، اما فیلپۀ دوم اعلام کرد استحمام نشانۀ آشکار ارتداد است. در گزارش محاکمات دیوانِ تفتیشِ عقاید در آن ایام، یکی از اتهاماتی که به مظنونان وارد می‌شد این بود: «این نکته معلوم شده است که متهم استحمام می‌کند.»

متن کامل بریدۀ کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.


سیاسنبو

«برای چی می‌جنگی؟»
«یه چیزی وادارم می‌کنه کنارت بایستم، درست نمی‌دونم.»
«پیف! کسی هم هست که ندونه چرا تفنگ دست می‌گیره.»
«بله، بیشتر مردم خودشون هم نمی‌دونن چی وادارشون می‌کنه بجنگن.»
خواستم پیچش کنم تا بار دیگر زبان‌درازی نکند. ولی دیدم میان خودمان هنوز چیزهایی مانده است که آدم پس از رفتن و ماندن و سکندری خوردن، می‌تواند پس از ده سال، چشم‌بسته، تکیه‌اش را به آن بدهد.

ادامۀ این بریده از کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.


تصرف عدوانی

استر گفت: «طالبان به‌مراتب بدتر از همۀ امپریالیسم آمریکا در جهان است.»
هوگو گفت: «طالبان را غرب درست کرده...»
استر گفت: «طالبان خودشان خودشان را درست کرده‌اند. هیچ‌کس این باورها را به‌زور به آن‌ها تحمیل نکرده. این باورها را دارند. به آن‌ها ایمان دارند و اجرایشان هم می‌کنند... و بدا به‌حالِ زنانی که جلوِ راهشان قرار می‌گیرند.»
هوگو گفت: «آهان... منظورت چیست؟»
استر گفت: «منظورِ خودت چیست؟»

برای خواندن متن کامل این بریدۀ‌ کتاب روی تصویر کلیک کنید.


بعد پنجم

افزون بر این‌که ما حیواناتی هوشمندیم، موجوداتی «روحانی» نیز هستیم. «روحانی» واژه‌ای مبهم است که غالباً به زبانی به همان سان مبهم تعریف می‌شود. من در این‌جا آن را برای اشاره به بعد پنجم طبیعت‌مان به کار می‌برم که ما را قادر می‌سازد به نوعی بعد پنجم عالم پاسخ گوییم. از این جنبۀ هستی‌مان، ما یا با واقعیت غایی اتصال داریم، یا شبیه و همانند با آن هستیم، واقعیتی که در بطن عالم طبیعی حضور دارد، در آن ساری است و از آن فراتر می‌رود.
راه دیگر اثبات سرشت روحانی ما این است که بگوییم ما حیواناتی دیندار با گرایش فطری به تجربۀ امور طبیعی به شیوۀ فراطبیعی هستیم. این ر. ر. مارت انسان‌شناس انگلیسی بود که برای نخستین‌بار اشاره کرد که «انسان اندیشه‌ورز» بهتر است «انسان دینی» نامیده شود. زیرا همان‌طور که انسان‌شناسی دیگر، کلاید کلوکهون نوشت، «تا پیدایش جوامع کمونیستی ما هیچ گروه انسانی را نمی‌شناسیم که بدون دین بوده باشد»؛ و در واقع، بر اساس تحلیل «شباهت خانوادگی» از مفهوم دین، جوامع کمونیستی نیز جنبه‌های دینی خود را دارند. مورخ بزرگ دین، میرچا الیاده، هنگامی که می‌گوید «مقدس» عنصری در ساختار آگاهی است و نه مرحله‌ای در «تاریخ آگاهی» دیدگاه معمولاً پذیرفته‌شده‌ای را بیان می‌کند. رودولف اوتو حتی بر این باور بود که مفهوم امر قدسی پیشینی و ذاتی ذهن بشری است. زیرا در نزد بسیاری از انسان‌شناسان نشانه‌هایی از نوعی تعلق خاطر دینی در کهن‌ترین شواهدی که ما از رفتار انسانی در اختیار داریم وجود دارد. تا آن‌جا که بتوان این شواهد را دنبال نمود ما درمی‌یابیم که انسان‌ها چیزی را انجام داده‌اند که هیچ نوع جانور دیگری انجام نمی‌دهد.


نظر به درد دیگران

ما جلوی صفحه‌هایی کوچک – تلویزیون، رایانه و لپ‌تاپ – نشسته‌ایم و می‌توانیم تصاویر و گزارش‌های گزنده‌ای از فجایع را در سرتاسر دنیا از نظر بگذرانیم. انگار تعدادِ این دست اخبار خیلی بیشتر از پیش شده. اما این احتمالاً توهمی بیش نیست. چون فقط دامنۀ انتشارِ این اخبار است که به «همه جا» رسیده. و رنج‌های مردمِ بعضی از نقاط دنیا برای بیننده از کششِ ذاتی بیشتری برخوردارند تا رنج‌های مردمانی دیگر. پخش و انتشارِ اخبار مربوط به جنگ در سرتاسرِ دنیا به این معنا نیست که قدرتِ تأمل مخاطبان دربارۀ رنج‌های مردمانِ سرزمین‌های دور بسیار بیشتر شده. در یک زندگیِ مدرن – در این سبکِ زندگی که انبوهی از چیزها می‌خواهند توجهمان را به خود جلب کنند – رو گرداندن از تصاویری که حالمان را بد می‌کنند گویی دیگر امری عادی شده است. اگر رسانه‌های خبری زمانِ بیشتری را به جزئیاتِ درد و رنج‌های انسانیِ ناشی از جنگ و دیگر رذالت‌های بشری اختصاص می‌دادند، عدۀ بیشتری شبکه‌های تلویزیونی‌شان را عوض می‌کردند. اما کمتر شدنِ واکنش مردم به درد و رنج احتمالاً صحت ندارد.

ادامۀ این بریده از کتاب را با کلیک روی تصویر بخوانید.