داستان یک شهر

بعضی از افراد در نگاه اول آن‌قدر زیبا هستند که آدم باورش نمی‌شود انسان خوبی نباشند. به همین قیاس، بعضی کتاب‌ها در همان ابتدا آن‌قدر خوب هستند که نمی‌توان تصور کرد شاهکار نباشند. این کتاب چنین است. نویسنده با دانشی گسترده و تسلطی شگفت و ادبیاتی عالی هم به امور کلی و اساسی شهر می‌پردازد و هم به جزئیات و زندگی روزمرۀ مردمان. هم جنگل را نشان‌مان می‌دهد و هم درختان را. این رویه هم در سراسر کتاب جاری است و هم در تک‌تک فصل‌ها. بدین ترتیب با درهم بافتن این تاروپود، صحنه‌ای زیبا و گسترده و به‌یادماندنی نقش می‌زند.


پایان کیمیاگری

نقشی که پول در دوران عادی و، به‌ویژه، در دوران بحران ایفا می‌کند، نشان می‌دهد که میان دولت-ملت و پولی که در قلمرو آن در گردش است، پیوند نزدیکی برقرار است. داستانِ قابل‌توجه ترتیبات پولی در عراق در فاصلۀ میان جنگ‌های اول و دوم خلیج فارس رابطۀ پیچیدۀ میان پول و کشورها را نشان می‌دهد. این داستانِ غیرمعمولِ کشوری با دو واحد پول، یا شاید به عبارت دقیق‌تر چند واحد پول است: کشوری که به دو نیمه تقسیم شده که یکی از این نیمه‌ها یک دولت دارد و پولی که بد اداره شده است و دیگری که هیچ دولتی ندارد، ولی پولی باثبات دارد.

[ برای خواندن متن کامل این بریده کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]


با اخبار چه‌کنیم؟

تقریباً همۀ شناخت ما از جهان در قالب اخبار به دست‌مان می‌‌رسد. لذا، هر تغییری در نسبت ما با اخبار منجر به تغییر فهم ما از جهان خواهد شد. پس اگر اخبار را نقادانه گوش دهیم، فهمی بهتر و درست‌تر از جهان خواهیم داشت. اما اگر از سازوکار اخبار درست سر درنیاوریم، افسار فهم ما به دست آن می‌افتد و آگاهی ما به همان سطح و سنخ سقوط می‌کند. متأسفانه فهم عرفی و دانش متعارف از پسِ پیچیدگی‌های اخبار جهت‌دار، تحریف‌شده یا بی‌معنا برنمی‌آیند. برای این منظور لازم است روش خاص نقادیِ اخبار را بیاموزیم. از این جهت، این دو کتاب منبع مناسبی هستند. اثر پل و الدر مختصر و عمومی است، و دیگری مفصل و تاحدی تخصصی.


انسان خردمند

یکی از قوانین سفت و سخت تاریخ این است که تجمل به ضرورت بدل خواهد شد و بذر الزامات جدیدی را خواهد کاشت. وقتی کسی به یک کالای تجملی خو بگیرد، آن را حق مسلّم خود خواهد دانست و از آن پس بنای زندگی را بر آن شیوه خواهد گذاشت. نهایتاً به جایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند بدون آن زندگی کند. داستان دام تجملات پیام مهمی با خود دارد. جستجوی بشر برای زندگی راحت‌تر نیروهای عظیمی را برای تغییر آزاد کرد که جهان را به شکلی دگرگون ساخت که هیچ‌کس پیش‌بینی و آرزویش را نکرده بود.

[ برای خواندن متن کامل این بریده کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]


آیا این کتاب نویدبخش است؟

من نسبت به کتاب‌هایی که دربارۀ وضع کلی بشریت خوشبین‌اند، بدبین‌ام. و با همین نگاه خصمانه به سراغ کتاب برخمان رفتم. می‌خواستم دیدگاهش را نقد، بل رد کنم. حتی عنوان نقدم را هم انتخاب کرده بودم: « آیا برخمان درست می‌گوید؟» پیشاپیش پاسخ منفی را بر میز کوبیده بودم. می‌خواستم کتاب را بخوانم تا شواهدِ مؤید نقد و نظر خودم را جمع کنم. خلاصه این‌که می‌خواستم بند از بندش باز کنم. اما... ولی بندبندش پیش‌داوری، پیش‌فرض‌ها و حتی نگاهم را تغییر دادند. و من – اعتراف می‌کنم – زود تسلیم شدم. تصورات من غلط از آب درآمد. حق با او بود. برخمان درست می‌گوید.

[ برای خواندن متن کامل، روی تصویر کلیلک کنید. ]


عشق بهتر است یا ثروت؟

ماجرای رمان در دوران ادواردی می‌گذرد؛ همان عهدی که هنوز انباشته از روی و ریای مهوّع عهد ویکتوریایی‌ست. عهد ادعا و غرور و زهد دروغین. زرورقی تصنعی بر گنداب واقعیت جامعۀ امپراتوری بریتانیا. البته فاستر آن‌قدر خام و ناشی نیست که این زرورق را بردارد تا خواننده را دچار تهوع کند. او هوشمندانه بخشی بسیار نازک از آن زرورق را به تصویر کشیده است تا خواننده با دقت و نگاه تیز متوجه زیر آن شود. البته حکایت گنداب و زرورق حکایت همۀ اقوام و ملت‌هاست، با اختلاف در کمیت و کیفیت. کسی نمی‌تواند خود را از اصلِ اصیل این ویژگی تمدنی مبرا بداند.
[روی تصویر کلیک کنید و متن کامل این معرفی کتاب را بخوانید.]


ذهن مکانیکی یا ماشینی؟

کتابی خوش‌خوان در حوزهٔ خشک فلسفهٔ ذهن. بیان، پرسش محوری و ربط مسائل به‌گونه‌ای هستند که اثری جذاب و حتی هیجان‌انگیز پدید آورده‌اند. بازنمایی ذهنی چیست و چه لوازمی دارد؟ پاسخ به این پرسش محوری تکلیف بیشتر مسائل را روشن می‌کند. وضوح اثر، در عین دقت، خواندنش را برای استاد و آماتور آموزنده و دل‌پذیر می‌سازد. نویسنده، علاوه بر فلسفه، از یافته‌های روانشناسی، علوم شناختی و هوش مصنوعی، هم بهره می‌برد و هم نقدشان می‌کند. گریزی به امور روزمره هم می‌زند. این کتابی‌ست که به زندگی ربط دارد. ترجمهٔ توماج همتی غریب و نامأنوس است. ترجمه‌های دیگر، هر دو، خوب‌اند.


تابستانی با پروست

کسانی که در جست‌وجوی زمان ازدست‌رفته را خوانده‌اند، کسانی که دارند آن را می‌خوانند، کسانی که آن را خواهند خواند، و – هرچند عجیب – حتی کسانی که قصد ندارند آن را بخوانند، این کتاب کوچک را دوست خواهند داشت، از آن محظوظ خواهند شد، و در آن نکته‌هایی جالب و آموزنده خواهند یافت.
یک نویسندۀ سرخوش و شوخ‌طبع به سراغ یکی از ناخوش‌ترین و جدی‌ترین نویسندگان رفته و مهم‌ترین و مفصل‌ترین رمانش را خوانده و تصریح می‌کند از آن خیلی بدش آمده (الحاد در ادبیات)! ماجرا و دلایل تأمل‌برانگیز بیزاری‌اش را هم می‌گوید. ماتیاس چوکه قلمِ طنازِ معرکه‌ای دارد. ترجمۀ کتاب هم حرف ندارد.


از دل تو تا دل من

اثری پخته و پیراسته، و حاصل یک عمر دانش و پژوهش و تجربه. نوعی فلسفۀ زندگی و برنامۀ سلوک معنوی متناسب با جهان مدرن معاصر. نویسندۀ دانشمند از مشترکات ادیان توحیدی و مکاتب شرقی بهره برده تا اصولی کلی و قواعدی عملی فراهم آورد برای دست‌یافتن به نوعی زندگی مهرورزانه. او همۀ آن اصول و قواعد را در چارچوبی منظم و منطقی جای داده که شامل دوازده مرحله است. این اثر هم از عمق نظری برخوردار است و هم جنبۀ کاربردی قوی و مؤثری دارد. علاوه بر دیدگاه کلی، کتاب مملوّ از نکته‌سنجی‌های اخلاقی و معنوی ناب و دقیق است که ارزش مستقل دارند.


کدام آرمانشهر؟

از صدر تا ذیلِ این شاهکار، خواندنی و خوردنی است، بارها و بارها. حتی یادداشت‌های حاشیه‌ای آن نیز از بسیاری کتاب‌های دیگر آموزنده‌تراند. لذا عجیب نیست که تاکنون به بیش از سی زبان ترجمه شده است. با این شهرت جهانی، می‌توان حدس زد در آیندۀ نزدیک به همین تعداد ترجمۀ فارسی از آن به بازار خواهد آمد. ولی عجالتاً می‌توانیم وضعیت موجود را به این صورت خلاصه کنیم:
یک کتاب عالی با دو ترجمه: یکی خوب و دیگری خیلی بد. افتضاح‌بودگی ترجمۀ «نشر نوین توسعه» از جلد کتاب شروع می‌شود و به کل متن سرایت می‌کند و تمام آن را به‌گند می‌کشد.