عیش مدام

برای رمان‌خوان‌های حرفه‌ای. چه عاشق رمان‌های کلاسیک باشید و چه شیفتۀ رمان‌های مدرن، لازم است مادام بوواری را بخوانید. این رمان در نقطۀ صفر مرزی کلاسیک-مدرن قرار دارد، آن هم بر فراز قله‌ای بلند، خارج از دسترس و تصور. آن‌قدر با فکر ساخته و پرداخته شده که فهمش کار یک نفر نیست. نحوۀ فهمیدنش هم نیاز به آموزش دارد. یوسا استاد این کار است. او هم به کلیات نادیدنی رمان می‌پردازد و هم به جزئیات مغفول آن. به همین دلیل، کسانی که این رمان را ارج می‌نهند، باید عیش مدام را نیز مطالعه کنند؛ هم برای فهم بهتر و هم برای لذت بیشتر.


مائده‌های زمینی و مائده‌های تازه

پرسیدم: «اما شما که با این‌همه باریک‌بینی حرف می‌زنید، آیا خودتان مخترع نیستید؟»
و او بی‌درنگ دوباره گفت: «آقا، بزرگ‌ترین افراد لزوماً مشهورترین آن‌ها نیستند. لطفاً بفرمایید ببینم کسانی چون پاستور، لاووازیه، یا پوشکین در برابر مخترع چرخ، سوزن، قرقره چه ارجی دارند؟ خوب دیدن، نکته این‌جاست. اما ما زندگی می‌کنیم بی‌آن‌که نگاه کنیم. مثلاً ببینید: اختراع جیب چه اختراع شگفت‌انگیزی است! هیچ درباره‌اش فکر کرده‌اید؟ با این حال، همۀ مردم از آن استفاده می‌کنند. به شما می‌گویم که کافی است به‌دقت مشاهده کنیم.»


آلبر کامو: دربارۀ عشق، مرگ و زندگی

من تلاش کردم که این نوشته انتهای داستان رو لو نده. اما به هر حال وقتی داری دربارۀ محتوای کتاب حرف می‌زنی با بخش‌های زیادی از اون آشنا می‌شی؛ چیزی شبیه این‌که مقدمه‌های اول کتابو بخونی. من همیشه مقدمه‌ها رو بعد از تموم کردن کتاب می‌خونم، ولی برای انتخاب کتاب یه نگاهی به چند صفحه‌ش میندازم. اگر قصد خرید و خوندن کتابو دارین می‌تونین به بندهای نقل قول و بند پایانی نوشته نگاه کنین. تمامی نقل قول‌ها هم از نیمه اول کتاب انتخاب شده. در نیمۀ دوم یادداشت هم ترجمه‌های موجود طاعون رو بررسی و با هم مقایسه کردم.