در سنگر ‌آزادی

در سنگر آزادی نویسنده: فدریش فون هایک مترجم: عزت‌الله فولادوند ناشر: نشر ماهی ممکن است بگوییم دخالت‌های کوچک دولت چندان تأثیری نخواهند داشت، اما واقعیت این است که حتی دخالت محدود، خودبه‌خود به دخالت‌های بزرگ‌تر می‌انجامد. از باب مثال، فرض کنید دولت تشخیص دهد که…


ایران امروز در آینۀ دیروز

مورگان شوستر (1877-1960) سال 1290 شمسی (1911 میلادی) به دعوت رسمی مجلس به ایران آمد. مأموریتش این بود که به عنوان خزانه‌دار کل به مالیۀ ایران نظم و نسق بدهد و آن را به طور اساسی اصلاح کند. به عبارت دیگر، کل ساختار امور و مسائل مالی ایران را درست کند. وی صادقانه و اخلاقی و انسانی تمام تلاش خود را…


ذهن روسی در نظام شوروی

ذهن روسی در نظام شوروی نویسنده: آیزایا برلین مترجم: رضا رضایی ناشر: نشر ماهی، 416 صفحه ایدئولوژی‌پردازان طبقۀ حاکم عبارت‌های ثابتی را که از بر کرده‌اند با رغبت و مهارت تکرار می‌کنند، زیرا موقعیت خود را مدیون مهارتی می‌دانند که در ارائۀ تزهای رسمی به خرج می‌دهند و نیز…


تمدن و ملالت‌های آن

تمدن و ملالت‌های آن نویسنده: زیگموند فروید مترجم: محمد مبشری ناشر: نشر ماهی، 124 صفحه نمی‌توان پیشرفت‌های تمدن را بی‌ارزش دانست. ولی ممکن است کسی بپرسد: «مگر این لذت مثبت یا به طور واضح، افزایش احساس سعادت نیست که آدمی بتواند صدای فرزندش را که صدها کیلومتر از او…


مهم‌ترین کتاب پایان قرن

اگر نمی‌دانید، بدانید؛ ناشران برخی از کتاب‌های خیلی خوب‌شان را در پایان سال منتشر می‌کنند. البته برای بعضی مناسبت‌های مهم نیز چنین می‌کنند؛ برای مثال نمایشگاه کتاب. ولی خوشبختانه، امسال و سال بعد، از نمایشگاه کتاب و کباب و فلافل و آب‌میوه و ساپورت و عینک آفتابی خبری نیست. به همین دلیل، در پایان سال…


به‌درود رفیق

به‌مناسبت 5 مارس، سال‌روز درگذشت استالین   اغتشاش. اغتشاش. بله؛ اغتشاش. دعوا هم بود. ولی دعوا دربارۀ تاپالۀ اسب بود. این چیزها، از میان فضولات دیگر حیوانات، خوراک بهتر و مغذی‌تری بود؛ زیرا لا‌به‌لای‌اش دانه‌های درست گندم یافت می‌شد. البته که حاضر بودند خود اسب‌های مرده و متعفن را هم بخوردند،…


همۀ ما گتسبی هستیم

بالأخره گتسبی بزرگ را خواندم؛ همان رمانی که اهالی ادب آن را شاهکار می‌نامند؛ شاهکاری تمام‌نشدنی. ولی این برچسب، یعنی «شاهکار»، برایم کمی غریب بود. هر چه خواندم شاهکار بودنش را درنیافتم. به نیمه‌های کتاب که رسیدم، برای لحظه‌ای به آن‌چه در دستانم بود نگاه کردم. از خودم پرسیدم: «این بود شاهکار…