از شامپانزه‌ها چه می‌آموزیم؟

چکیده: جین گودال در 26 سالگی کارش را با شامپانزه‌ها در تانزانیا آغاز کرد. او نه تحصیلات آکادمیک داشت و نه تجربۀ تخصصی. فقط عشق به طبیعت داشت. آن روحیه و آن حس‌وحال باعث شد به فهمی از طبیعت و شامپانزه‌ها برسد که در هیچ دانشگاه و آزمایشگاهی نبود. از همۀ این‌ها مهم‌تر، جین گودال اولین انسانی است که برای شناخت شامپانزه‌ها به میان آن‌ها رفت و سال‌های بسیاری با آن‌ها زندگی کرد. کشفیات او بسیار بکر و بدیع بود؛ برای نمونه، وی اولین کسی بود که کشف کرد شامپانزه‌ها ابزارسازی می‌کنند و گوشت می‌خورند.


داستان یک شهر

بعضی از افراد در نگاه اول آن‌قدر زیبا هستند که آدم باورش نمی‌شود انسان خوبی نباشند. به همین قیاس، بعضی کتاب‌ها در همان ابتدا آن‌قدر خوب هستند که نمی‌توان تصور کرد شاهکار نباشند. این کتاب چنین است. نویسنده با دانشی گسترده و تسلطی شگفت و ادبیاتی عالی هم به امور کلی و اساسی شهر می‌پردازد و هم به جزئیات و زندگی روزمرۀ مردمان. هم جنگل را نشان‌مان می‌دهد و هم درختان را. این رویه هم در سراسر کتاب جاری است و هم در تک‌تک فصل‌ها. بدین ترتیب با درهم بافتن این تاروپود، صحنه‌ای زیبا و گسترده و به‌یادماندنی نقش می‌زند.


انسان خردمند

یکی از قوانین سفت و سخت تاریخ این است که تجمل به ضرورت بدل خواهد شد و بذر الزامات جدیدی را خواهد کاشت. وقتی کسی به یک کالای تجملی خو بگیرد، آن را حق مسلّم خود خواهد دانست و از آن پس بنای زندگی را بر آن شیوه خواهد گذاشت. نهایتاً به جایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند بدون آن زندگی کند. داستان دام تجملات پیام مهمی با خود دارد. جستجوی بشر برای زندگی راحت‌تر نیروهای عظیمی را برای تغییر آزاد کرد که جهان را به شکلی دگرگون ساخت که هیچ‌کس پیش‌بینی و آرزویش را نکرده بود.

[ برای خواندن متن کامل این بریده کتاب، روی تصویر کلیک کنید. ]


آیا این کتاب نویدبخش است؟

من نسبت به کتاب‌هایی که دربارۀ وضع کلی بشریت خوشبین‌اند، بدبین‌ام. و با همین نگاه خصمانه به سراغ کتاب برخمان رفتم. می‌خواستم دیدگاهش را نقد، بل رد کنم. حتی عنوان نقدم را هم انتخاب کرده بودم: « آیا برخمان درست می‌گوید؟» پیشاپیش پاسخ منفی را بر میز کوبیده بودم. می‌خواستم کتاب را بخوانم تا شواهدِ مؤید نقد و نظر خودم را جمع کنم. خلاصه این‌که می‌خواستم بند از بندش باز کنم. اما... ولی بندبندش پیش‌داوری، پیش‌فرض‌ها و حتی نگاهم را تغییر دادند. و من – اعتراف می‌کنم – زود تسلیم شدم. تصورات من غلط از آب درآمد. حق با او بود. برخمان درست می‌گوید.

[ برای خواندن متن کامل، روی تصویر کلیلک کنید. ]


فلسفۀ علم در پرتو زیست‌شناسی

یک اثر ایدئال برای آشنایی با فلسفۀ زیست‌شناسی، زیرا خواننده نه نیازی به اطلاعات فنی در زیست‌شناسی دارد و نه نیازی به دانش تخصصی در فلسفه. ولی پس از مطالعه هم با زیست‌شناسی آشنا می‌شویم و هم با مسائل فلسفی مربوطه. نیز دیدگاه ما را در باب فلسفۀ علم اصلاح می‌کند. فلسفۀ علم ظاهراً همۀ علوم را در برمی‌گیرد، ولی عملاً محدود به فیزیک است. این کتاب فعلاً تنها منبعی است که فلسفۀ علم را در زیست‌شناسی به جریان می‌اندازد. با توجه به تفاوت ماهوی فیزیک و زیست‌شناسی، می‌توان حدس زد مباحث کتاب بسیار جدید و جذاب است.